X
به قلم امیر اثنی‌عشری

درباره‌ی اذان ماندگار موذن‌زاده اردبیلی

نویسنده: انجمن موسیقی ایران

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵

سنت اذان‌گویی با صوتِ خوش در میان ایرانیان قدمتی همپای ورود اسلام به ایران دارد. آنچه که ما می‌دانیم این است که ایرانیان همواره کوشیده‌اند مفاهیم دینی را با فرهنگ ایرانی تلفیق کنند و این‌گونه به گسترش آن مفهوم در جامعه یاری رسانند. سنت مناجات‌خوانی به زبان فارسی یکی از این نشانه‌هاست که در پی آن شاعران با سرودن شعرهای عرفانی و دعاگونه با معبود، این امکان را برای خوانندگان خوش‌صدا فراهم کردند که در مناسبت‌های گوناگون از جمله اعیاد، عزاداری‌ها (از جمله تعزیه) و جشن‌ها با بهره‌گیری از الحان ایرانی مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند. در ایران پس از ورود اسلام خواندن مناجات به لحن عربی و نیز خواندن اشعار عرفانی و کلام مسجع فارسی، شانه به شانه‌ی هم حضور داشتند. حتی برخی مناجات‌های مسجع و آهنگین خواجه عبدالله انصاری را به نوعی مقابله یا نظیره‌گویی بر ادعیه عربی می‌دانند.

نکته‌ی قابل ذکر این است که در طول تاریخ و به دلایل اجتماعی، سیاسی و مذهبی محدودیت‌های گوناگونی بر موسیقی تحمیل شد، که در دوره‌ای موسیقی از طریق سنت تعزیه‌خوانی و توسط تعزیه‌خوانان از گزند نابودی و فراموشی در امان ماند. این همنشینی میان موسیقی و مذهب از طرفی موجب تأثیرگذاری بیشتر مفاهیم اعتقادی بر مخاطبان خود، با ابزار موسیقی بود و از سوی دیگر موجب حفظ و زنده ماندن بخشی از نغمه‌های موسیقی شد.

درخصوص اذان‌گویی نیز استناد ما به منابع صوتی موجود است و آن‌گونه که پژوهشگر گرامی آقای هوشنگ سامانی در مقاله‌ای ذکر کرده‌اند: «اذان‌گویی با لحن خاص موسیقی ایرانی و مشخصاً نوع شهری آن‌که به موسیقی دستگاهی یا سنتی هم شهرت دارد، در اوایل دوره‌ی پهلوی اول توسط جناب دماوندی از خوانندگان طراز اول آن زمان صورت گرفت. نخستین نمونه‌ی ضبط‌شده روی صفحات گرامافون در ‌سال ١٣٠٨ خورشیدی (١٩٢٩ میلادی)، متعلق به ایشان است. این اذان در فواصل بیات ترک و مشخصاً درآمد اول خوانده شده است. علاوه بر این، سیدحسین طاهرزاده، خواننده‌ی مشهور مکتب اصفهان، که از اواخر دوره‌ی قاجار تا اوایل حکومت پهلوی دوم می‌زیست، نمونه‌هایی از مناجات‌خوانی با سبک موسیقی ایرانی در کارنامه‌ی خود به جا نهاده است.» جناب دماوندی، تاج اصفهانی، رحیم و سلیم موذن‌زاده، عطاءالله امیدوار و… نیز اذان‌هایی را به نام خود ثبت کرده‌اند.

در این میان اذان رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی که در ۳۰ سالگی و در گوشه‌ی «روح الارواح» خوانده شده است، به‌عنوان نمادی از همنشینی موفق موسیقی ایرانی و فرهنگ دینی، بر دل شنوندگان ایرانی خوش نشسته است.

رحیم موذن‌زاده اردبیلی اول مهرماه سال ۱۳۰۴ در اردبیل به ‌دنیا آمد. اذان‌گویی و نوحه‌خوانی و منبری را از شیخ عبدالکریم، (پدرش) به ارث برد و تا آخر عمر راه او را ادامه داد. به نقل از او در مصاحبه‌ای آمده است که اذان‌گویی در خانواده‌ی آنها، ۱۵۰ سال قدمت دارد و نام فامیل آنها به‌همین دلیل موذن شده است؛ «زمانی که آن موقع‌ها در اردبیل شناسنامه می‌دادند، به تناسب شغل و حرفه، نام خانوادگی انتخاب می‌کردند. به پدربزرگم هم گفته بودند تو چه‌کاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است.»

رحیم در کودکی به مکتب‌خانه می‌رود و تحت نظر میرزا عزیز، قرآن و دستگاه‌های موسیقی را فرا می‌گیرد. نقل شده است که صدای رحیم آن‌قدر خوب بوده که دیگر همیشه او برای مجالس، در قم می‌خوانده است. مداحان قم پیش شیخ کریم شکایت کرده بودند که با آمدن رحیم ما از کار افتاده‌ایم.»

این موضوع نکته‌ای است که متأسفانه در روند آموزشی مداحان و منقبت‌خوانان امروز به فراموشی سپرده شده است و جز تعداد اندکی، هیچ کدام به دستگاه‌های موسیقی ایرانی آشنایی ندارند. نکته‌ی مهمی که در اذان مرحوم موذن‌زاده قابل ذکر است تناسب و انتخاب بی‌نظیر گوشه‌ی روح الارواح در آواز بیات ترک است. آنچه سبب می‌شود شعر و یا مطلبی که به آواز خوانده می‌شود در دل مردمان تأثیرگذار باشد، انتخاب مناسب لحن و مایه‌ی موسیقایی است، و این انتخاب زمانی به درستی صورت می‌پذیرد که خواننده به مجموعه‌ی گوشه‌ها و دستگاه‌ها اشرافی تمام داشته باشد تا متناسب با موقعیت و مکان دست به بهترین انتخاب موجود بزند. آنگونه که از ایشان نقل شده، مرحوم موذن‌زاده اذان را در گوشه‌های مختلف امتحان کرده و در نهایت به گوشه‌ی روح‌الارواحِ بیات ترک رسیده است: «یک روزی تصمیم گرفتم تا یک اذان یادگاری بگویم. در استودیوی ۶ صدا و سیما، هر گوشه‌ای انداختم، نشد تا اینکه آن را در روح‌الارواح آواز بیات ترک به این شکل که بیش از ۵۰ سال پخش می‌شود گفتم. وقتی اذان را در این گوشه خواندم، احساس کردم که به بالا وصل شدم. دیگر تا پایان اذان، در استودیو نبودم. ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد. الان اذان‌خوان‌هایی هستند که از عربستان تقلید می‌کنند و این پسندیده نیست و خود ما باید ابتکار به خرج دهیم. الان ۵۰ سال است که کسی نتوانسته روی این اذان من اذان بگوید؛ حتی برادرم سلیم که آن صدای گیرا و زیبا را دارد و این خواست خداست؛ همان خدایی که می‌گوید اگر با من یک‌صدایی کنید، محبت شما را به قلوب همه می‌اندازم.»

اما در پایان نمی‌توان این دریغ و تأسف را بیان نکرد که ما اکنون از اذان دیگری که مرحوم موذن‌زاده قصد ضبطش را داشته است محرومیم! فقط به دلیل عدم شناخت و ناتوانی در تشخیص افراد و مسئولانی که از گنج‌های معنوی این سرزمین غافلند: «۲۰ سال پیش می‌خواستم یک اذان دیگری راــ در رادیوــ به مدت ۱۵ دقیقه که در میان آن دعا هم هست، پر کنم اما نگذاشتند و گفتند که اذان ۶ دقیقه بیشتر نمی‌شود.»

>