امینی با اشاره به جایگاه این اثر در موسیقی سمفونیک ایران، آن را مهمترین اثر عاشورایی ارکسترال پس از انقلاب دانست.
امینی با اشاره به جایگاه این اثر در موسیقی سمفونیک ایران، آن را مهمترین اثر عاشورایی ارکسترال پس از انقلاب دانست.
«خسوف» ساخته محمدسعید شریفیان، از شناختهشدهترین آثار سمفونیک با مضمون عاشورا، پس از سالها قرار است تا در روزهای ۱۵ و ۱۶ مردادماه در تالار وحدت بار دیگر با اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر روی صحنه میرود،به همین بهانه با آرش امینی موزیسین و رهبر ارکستر درباره جایگاه «خسوف» در موسیقی ایران، ویژگیهای آهنگسازی این اثر، چالشهای آمادهسازی ارکستر و گروه کر، توانایی نسل جدید نوازندگان، ضرورت اجرای آثار آهنگسازان ایرانی و دلایل ماندگاری این اثر گفتوگو کردهایم:
«خسوف» را میتوان از مهمترین آثار عاشورایی سالهای اخیر دانست؟
بدون اغراق، «خسوف» مهمترین اثر عاشورایی ارکسترال پس از انقلاب است. این اثر از نظر ساختار و اجرا بسیار پیچیده است؛ هم ارکستر آن دشواریهای فراوانی دارد و هم گروه کر. گروه کر این اثر کاملاً چهارصدایی و با خطوط آوازی درهمتنیده نوشته شده و اجرای آن نیازمند تمرینهای فراوان است.
گروه کری که اکنون در این اجرا حضور دارد، هفتههاست که بهصورت مستمر تمرین میکند و بخشهای مختلف اثر را بهتدریج آماده کرده است.حدود ۲۳ یا ۲۴ سال پیش، ارکستر فیلارمونیک رومانی به همراه گروه کر خود به ایران آمد و در کنار ارکستر سمفونیک تهران این اثر را طی پنج شب متوالی در تالار وحدت اجرا کرد. رهبری آن اجرا را نیز لوریس چکناواریان بر عهده داشت.پس از آن، تقریباً هر سال تلاشهایی برای اجرای دوباره «خسوف» انجام شد، اما به دلیل دشواری و پیچیدگی اثر، تعداد زیاد تمرینهای مورد نیاز و همچنین هزینههای بالای تولید، این اتفاق عملی نمیشد تا اینکه امسال با حمایت بنیاد رودکی و همراهی مسئولان این مجموعه، امکان اجرای دوباره آن فراهم شد.
برای انتقال فضای حماسی و سوگآلود اثر، در تمرینها چه رویکردی داشتید؟
بیشترین چالش ما، آمادهسازی بخشهای مختلف ارکستر بود. برای همین تمرینها را بهصورت سکشنال برگزار کردیم؛ یعنی هر گروه سازی بهطور جداگانه تمرین کرد.
من خودم در اجرای نخست «خسوف» نوازنده ویولن ارکستر سمفونیک بودم و امروز میتوانم بگویم نسل فعلی نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران، از نظر توانایی فنی، نسبت به آن دوران بسیار توانمندتر هستند. همه اعضای ارکستر با انگیزه و دقت فراوان برای اجرای این اثر تلاش کردهاند و واقعاً زحمت زیادی کشیدهاند.
«خسوف» اثری نیست که با چند جلسه تمرین آماده اجرا شود. بخش سازهای بادی برنجی بهتنهایی دشواریهای فراوانی دارد و در بسیاری از قسمتها، فضای دراماتیک اثر را شکل میدهد. آنچه آهنگساز برای این سازها نوشته، از نظر تکنیکی در بالاترین سطح قرار دارد.
در بخشهای عارفانهتر نیز سازهای بادی چوبی نقش بسیار مهمی دارند و به همین دلیل، برای این گروه نیز تمرینهای جداگانهای برگزار شد. گروه کر نیز زیر نظر آقای بهرنگ شگرفکار، تمرینهای فشرده و تخصصی خود را پشت سر گذاشت.
ارزیابی شما از همکاری با نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران چیست؟
بسیار عالی. این اثر برای خود نوازندگان نیز یک تجربه چالشبرانگیز و ارزشمند است. همه اعضای ارکستر با علاقه و انگیزه فراوان در این پروژه حضور دارند و برای اجرای آن تمام توان خود را به کار گرفتهاند. خوشبختانه از روند تمرینها و نتیجه کار رضایت کامل دارم.
اجرای آثار آهنگسازان ایرانی چه اهمیتی برای ارکستر سمفونیک تهران و موسیقی کشور دارد؟
بهطور کلی در همه کشورهای دنیا، اجرای آثار آهنگسازان همان کشور بخش مهمی از برنامه ارکسترها را تشکیل میدهد و این اتفاق در ایران هم باید بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد.
خوشبختانه در سالهای اخیر آثار آهنگسازان ایرانی مختلفی اجرا شده است؛ از جمله آثار محمدسعید شریفیان، کامبیز روشنروان، تعدادی از آهنگسازان جوان و دو سال پیش نیز آثاری از استاد فرهاد فخرالدینی روی صحنه رفت.
به هر حال این آثار گنجینه و میراث ارزشمند موسیقی ملی ما هستند و باید زنده بمانند. زمانی با فرزند یکی از آهنگسازان فقید صحبت میکردم و از او خواستم اجازه دهد آثار پدرش دوباره اجرا شود. به او گفتم دانشجویان امروز من که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل میکنند، به دلیل اجرا نشدن آثار، حتی نام پدر شما را نمیشناسند. وقتی آثار اجرا نشوند، نسل جدید نیز ارتباط خود را با این میراث از دست میدهد. به همین دلیل معتقدم اجرای آثار آهنگسازان ایرانی، وظیفه مهم ارکسترهای کشور است.
به نظر شما اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای نوازندگان دشوارتر است یا آثار کلاسیک غربی؟
نمیتوان چنین مقایسهای انجام داد. اینطور نیست که بگوییم آثار ایرانی سختتر یا آسانتر هستند. هر اثر، چه ایرانی و چه غیرایرانی، ویژگیها و دشواریهای خاص خود را دارد و میزان سختی آن به شیوه آهنگسازی، ارکستراسیون و نیازهای اجرایی همان اثر بستگی دارد.
آیا برای ارتباط با «خسوف»، مخاطب باید آشنایی قبلی با موسیقی کلاسیک داشته باشد؟
به نظر من خیر. اتفاقاً این یکی از ویژگیهای مهم این اثر است. همیشه از استاد شاهین فرهت نقل میکنم که میگفتند «ایران بیش از آنکه سرزمین موسیقی باشد، سرزمین ادبیات است.»
به همین دلیل، در بسیاری از آثار آهنگسازان ایرانی، شعر نقش بسیار مهمی دارد؛ یا خواننده حضور دارد، یا گروه کر و یا هر دو. «خسوف» نیز اثری کاملاً شعرمحور است.
محمدسعید شریفیان با مهارت بسیار بالا از تمها و فضاهای موسیقی ایرانی استفاده کرده، اما آنها را در قالب یک اثر بزرگ سمفونیک ارائه داده است. به همین دلیل، حتی مخاطبی که آشنایی تخصصی با موسیقی کلاسیک ندارد، میتواند با فضای اثر ارتباط برقرار کند و روایت آن را دنبال کند.
«خسوف» بیش از دو دهه از زمان خلق خود فاصله گرفته است. به نظر شما چه ویژگیهایی باعث شده این اثر همچنان قابلیت اجرا و ارتباط با مخاطب را حفظ کند؟
به نظر من مهمترین دلیل، استحکام و قدرت آهنگسازی این اثر است. «خسوف» بسیار محکم و دقیق نوشته شده و هر بار که شنیده میشود، نکات تازهای برای کشف دارد. این از آن دسته آثاری است که مخاطب را ترغیب میکند بارها به آن گوش کند و هر بار لایههای جدیدی از آن را کشف کند.
همانطور که بسیاری از آثار بزرگ تاریخ موسیقی جهان پس از گذشت چند قرن همچنان اجرا میشوند و تازگی خود را حفظ کردهاند، «خسوف» نیز از آن دست آثاری است که ظرفیت ماندگاری بالایی دارد.
اگر بخواهید «خسوف» را برای مخاطبی که هیچ شناختی از موسیقی کلاسیک ندارد معرفی کنید، از کدام ویژگی آن شروع میکنید؟
فکر میکنم سه ویژگی را باید در کنار هم دید؛ شعر، آهنگسازی و ارکستراسیون. هر سه عنصر در این اثر در بالاترین سطح قرار دارند و در کنار یکدیگر روایت عاشورا را شکل میدهند. همین تلفیق است که «خسوف» را به اثری متفاوت تبدیل کرده است.
آیا محمدسعید شریفیان در روند آمادهسازی این اجرا، تأکید یا نظری درباره شیوه اجرا داشتند یا دست شما به عنوان رهبر ارکستر باز بود؟
در تمام مراحل آمادهسازی اثر، با خود آقای شریفیان در ارتباط بودیم. بخشی از زمان ما صرف آمادهسازی پارتیتورها شد. با همکاری کتابخانه ارکستر سمفونیک تهران و خود ایشان، پارتها را بازبینی کردیم و اشکالات موجود را برطرف کردیم تا نسخهای دقیق و آماده اجرا در اختیار نوازندگان قرار بگیرد.
این روزها علاوه بر «خسوف» مشغول فعالیت دیگری هم هستید؟
پس از اجرای بزرگداشت فردوسی که ۲۳ اردیبهشت برگزار شد، تقریباً تمام تمرکز من روی آمادهسازی «خسوف» قرار گرفت. این پروژه مقدمات بسیار گستردهای داشت. پارتیتور اثر بیش از ۴۰۰ صفحه است و آمادهسازی آن زمان زیادی گرفت.
از ابتدای تیرماه تمرینهای ارکستر را آغاز کردیم و طی بیش از سه هفته، تمرینهای فشرده و مستمر با ارکستر و گروه کر ادامه داشت تا امروز که به مرحله اجرای نهایی رسیدهایم.این حجم از تمرین و آمادهسازی، نشان میدهد اجرای «خسوف» صرفاً اجرای یک کنسرت نیست، بلکه احیای یکی از مهمترین آثار سمفونیک معاصر ایران است؛ اثری که پس از سالها بار دیگر فرصت شنیده شدن پیدا کرده و میتواند نسل تازهای از مخاطبان را با یکی از شاخصترین آثار عاشورایی موسیقی ایران آشنا کند.
کنسرت «خسوف» پنجشنبه و جمعه ۱۵ و ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ از ساعت ۲۱:۳۰ در تالار وحدت برگزار میشود.