X

سراج: موسیقی خودش را در سکوت نشان می‌دهد/مدیران فرهنگی باید هویت موسیقی ایرانی را بشناسند

شنبه, ۷ شهریور ۱۴۰۵

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران،حسام‌الدین سراج از خوانندگان موسیقی ایرانی است که طی سال‌های فعالیت خود با چهره‌های برجسته‌ای همچون استاد فرهنگ شریف و استاد جلال ذوالفنون با گروه موسیقی «بیدل» همکاری داشته و  در کنار هنرمندان شناخته‌شده این گروه به اجرای موسیقی ایرانی پرداخته است؛ گروهی که امروز با حضور نوازندگان نسل جوان به فعالیت خود ادامه می‌دهد و سراج نیز همچنان بر حفظ اصالت آثار و مسیر موسیقایی آن تأکید دارد.
سراج از جمله هنرمندانی است که تجربه برگزاری اجرا در شهرهای مختلف و فضاهای متفاوت را داشته است؛ از برگزاری سه شب کنسرت در مشهد و تجربه اجرای لغوشده در کرمانشاه گرفته تا اجرا در فضاهای تاریخی و فرهنگی همچون حافظیه و سعدیه شیراز. او همچنین مبدع آیین‌های آواز بوده که در دهه‌های گذشته برگزار می‌شده و همواره نسبت به وضعیت آواز و موسیقی اصیل ایرانی دغدغه داشته است.
او در سال‌های فعالیت هنری خود تلاش کرده است ارتباطش را با جامعه و مردم حفظ کند و معتقد است موسیقی و هنر باید در کنار مردم و متناسب با شرایط اجتماعی زمانه حرکت کنند. سراج در دوران جنگ ۴۰ روزه نیز با ساخت و اجرای آثاری متناسب با فضای آن روزها، این رویکرد را دنبال کرده است.

حسام‌الدین سراج در گفت‌وگویی که در حاشیه اجرای گروه بیدل در برنامه «روایت رحمت» انجام شد، درباره تجربه اجرای موسیقی در فضای باز، حضور مردم، ضرورت سکوت برای شنیده شدن موسیقی، تغییر نسل نوازندگان گروه بیدل، حفظ اصالت موسیقی ایرانی، شرایط امروز اجرای موسیقی، جایگاه آواز ایرانی و همچنین ماجرای ضبط اذان خود در سال ۱۳۹۸ سخن گفت. در ادامه، متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید:

*با توجه به اجرای گروه بیدل در فضای باز و حضور مردم، این تجربه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خیلی خوشحالم که این برنامه در دل مردم اجرا شد و همه مردم توانستند در آن حضور داشته باشند. اینکه خانواده‌ها در چنین شرایطی بتوانند در این عرصه حضور پیدا کنند و با موسیقی همراه شوند، بسیار ارزشمند است.  من این فضا را دوست دارم و وقتی مردم را می‌بینم، احساس خوبی دارم.
البته در کنار این موضوع، صدای دیگری هم وجود داشت که با اجرای ما تزاحم ایجاد می‌کرد. ظاهراً قرار بود در آن طرف، یک اجرای تئاتر هم برگزار شود. اگر قرار است تئاتری در یک بخش اجرا شود و موسیقی در بخش دیگری، برنامه‌ریزی به شکلی باشد که صداها مزاحم یکدیگر نشوند و هر کدام فضای مناسب خودشان را داشته باشند.
ما گاهی در سالن کنسرت اجرا داریم و آنجا تمرکز و سکوت بیشتری وجود دارد، اما اینجا فضای باز و مردمی‌تر است و من این فضا را دوست دارم.


*شما در دهه‌های گذشته با استادانی مانند فرهنگ شریف و جلال ذوالفنون همکاری و اجرا داشته‌اید. گروه بیدل امروز چه تفاوتی با آن دوره دارد؟

 

ما در دهه‌های قبل با استاد فرهنگ شریف، استاد جلال ذوالفنون و بزرگان دیگری اجرا داشتیم. گروه بیدل در طول دست‌کم یک دهه گذشته کاملاً جوان‌تر شده است. طبیعتاً تفاوت‌هایی میان اجراهای آن دوره که با استاد شریف و استاد ذوالفنون داشتیم و اجرای امروز وجود دارد.
قطعاتی که امروز با گروه اجرا می‌شوند، در ادامه همان مسیر و آثاری هستند که در دوره سرپرستی استاد ذوالفنون در گروه بیدل وجود داشت. متأسفانه در این سال‌ها تعدادی از دوستان بسیار خوبمان را از دست دادیم؛ آقای قورچیان که یکی از دوستان بسیار خوب ما بود و همچنین مدتی آقای شهریار فریوسفی در گروه حضور داشتند و همه این عزیزان را از دست دادیم.
امروز بچه‌هایی که در گروه هستند، فضای جوان‌تری ایجاد کرده است اما با وجود این تغییرات، تلاش می‌کنیم اصالت کار از بین نرود. آثاری که امروز با این گروه اجرا و ساخته می‌شوند، همچنان در امتداد همان گروه بیدل هستند که استاد ذوالفنون سرپرستی آن را بر عهده داشت.


*در ترکیب سازهای گروه هم تغییراتی ایجاد شده است؟

بله. در گذشته نی و ترکیب دف و تنبک در گروه وجود داشت، اما امروز تار و عود هم به گروه اضافه شده‌اند و به همین دلیل صدادهی گروه از نظر کیفیت صوتی گسترده‌تر شده است.

با این حال، نوازندگی استاد ذوالفنون چیزی نیست که ما بتوانیم هیچ‌وقت داشته باشیم یا جایگزین کنیم.


*از نگاه شما،با توجه به تحصیلاتتان در زمینه معماری و زیبایی شناسی، اجرای موسیقی در فضاهای باز چه الزاماتی دارد؟

برای اجرای موسیقی سکوت لازم است. موسیقی خودش را در سکوت نشان می‌دهد؛ همان‌طور که مثلاً یک نقاشی نیز برای دیده شدن به فضای مناسب نیاز دارد.
من اجراهای دیگری هم در حافظیه و سعدیه شیراز داشته‌ام که کیفیت بسیار خوبی داشتند، به این دلیل که سکوت وجود داشت و فضای شهر و محیط نیز مناسب بود.
اینجا دوستان در کنار اجرای موسیقی، یک تئاتر هم دارند و این دو صدا با هم تزاحم ایجاد می‌کنند. من از برگزارکنندگان تشکر می‌کنم که چنین فضای مردمی‌ای ایجاد کرده‌اند، اما خواهش می‌کنم مسائل زیبایی‌شناسی، اصالت موسیقی و اینکه موسیقی به شکل درست به گوش مردم برسد را هم رعایت کنند.

*شما جزو نخستین هنرمندانی بودید که در مشهد سه شب کنسرت برگزار کردید و در مقطعی نیز کنسرت شما در کرمانشاه لغو شد. شرایط اجرای موسیقی را امروز نسبت به گذشته چطور می‌بینید؟

درحال حاضر تنها مشکلی که وجود دارد، مسئله جنگ است؛ یعنی نگرانی همه از این است که احتمال جنگ وجود داشته باشد. اما تمام تلاش ما این است که همیشه با مردم پیش برویم.
اگر زمانی در شرایط جنگ هستیم، باید کاری متناسب با زمان جنگ بسازیم. من در ایام جنگ ۴۰ روزه دو کار انجام دادم که شعر هر دو را آقای عبدالجبار کاکایی سروده بود.
به هر حال، اینکه همیشه همراه مردم باشیم برای ما لذت‌بخش است. اساس و آغاز کار موسیقی و هنر، عشق به مردم است.

*شما مبدع آیین‌های آواز بود که طی دهه‌های گذشته برگزار شد. شرایط آواز ایرانی را امروز چگونه می‌بینید؟

آواز ایرانی کار خودش را انجام می‌دهد. هنرجویان آواز و استادان آواز همچنان کار خودشان را انجام می‌دهند، اما من فکر می‌کنم مدیران هنری کشور بیشتر از اینکه صرفاً به فکر برگزاری برنامه‌های موسیقی باشند، که بعضی وقت‌ها جنبه اقتصادی پیدا می‌کند، باید به سمتی بروند که هویت ایرانی و موسیقی اصیل ایرانی را که بخشی از فرهنگ و پیشینه فرهنگی ماست، بیشتر احیا کنند.
مدیران و مسئولان فرهنگی قبل از هر چیز باید موسیقی ایرانی را بشناسند و هویت و اصالت آن را درک کنند.

*سؤال آخر درباره اتفاقی است که سال ۱۳۹۸ برای اذان شما رخ داد؛ قرار بود این اذان از صداوسیما پخش شود اما این اتفاق نیفتاد. درباره چگونگی شکل‌گیری این اذان و آنچه رخ داد، توضیح می‌دهید؟

یکی از دوستان که قاری قرآن بود با من تماس گرفت و درخواست ضبط یک اذان کرد. من در جواب گفتم که من خواننده هستم و از دوستان دیگری که بهره ببرند اما در نهایت این اذان را در مقام حجاز عربی اجرا و ضبط کردم.اما هنگام پخش  به من گفتند «هی علی‌الصلاه» به هم چسبیده است و گفتند حالا بیا به استودیو و آن را دوباره اجرا کن .اما من این موضوع را حکمت کار دانستم. و در نهایت هیچ گاه از صدا و سیما پخش نشد اما در بسیاری از برنامه دوستانم از آن اذان استفاده می کنند و بارها هم به صورت عمومی شنیده شده است.

 

گفتگو: سحر طاعتی


>