طینوش بهرامی، پژوهشگر و مدرس موسیقی، با تأکید بر ضرورت بازنگری در مبانی نظری و تاریخی موسیقی ایرانی، از برگزاری دوره‌ای با عنوان «مبانی موسیقی» خبر داد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، بحث درباره مبانی نظری موسیقی ایرانی و چالش‌های موجود در حوزه تئوری‌پردازی، یکی از موضوعات مهم و مورد توجه پژوهشگران موسیقی در سال‌های اخیر بوده است. طینوش بهرامی در گفت‌وگویی مفصل ضمن تشریح اهداف برگزاری دوره‌های «مبانی موسیقی»، به نقد برخی دیدگاه‌های رایج در حوزه تاریخ و نظریه موسیقی ایرانی پرداخت و بر لزوم بازنگری در بسیاری از مفاهیم پذیرفته‌شده این حوزه تأکید کرد

 

طینوش بهرامی درباره برگزاری دوره‌های «مبانی موسیقی» گفت: این دوره‌ها به صورت غیر حضوری برگزار می‌شود به علت اینکه دوستانی که در شهرستان‌ها حضور دارند از حضور در این دوره‌ها محروم نباشند. دوره‌ها در ده جلسه برگزار خواهد شد و کلاس‌های تئوری موسیقی و یا کلاس تحلیل ردیف نیستند بلکه کلاس مبانی موسیقی هستند و بیشتر در زمینه مبانی موسیقی صحبت می‌شود و در کل گرایش آن به موسیقی ایرانی است اما در به طور کلی در زمینه مبانی موسیقی صحبت می‌شود و نهایتا بر روی موسیقی ایرانی جمع‌بندی می‌شود.

 

وی ادامه داد: دلیل انتخاب بنده نیز این است که ما در زمینه تئوری موسیقی ایرانی، ضعف داریم و تاکنون تئوری مشخصی در زمینه موسیقی ایرانی ارائه نشده است و تئوری‌هایی که در زمینه موسیقی ایرانی وجود دارد، نتیجه مشخص و دقیقی ندارد. بنابراین تئوری زمانی که از روش دیگری استفاده شود، خودش تئوری جدیدی نیست و به طبع نمی‌توانیم بگوییم که بعد از وزیری ما دارای تئوری هستیم.

 

او افزود: به دلیل اینکه تناقض‌هایی در زمینه اجرای موسیقی وجود دارد، بهتر است که ما انقدر در تئوریزه کردن موسیقی ایران پافشاری نکنیم و بر روی مبانی فکری و مبانی نظری تمرکز داشته باشیم. حسن این کار این است که ما می‌توانیم بر روی تناقض‌ها فکر کنیم و زمانی که کلاس‌های متعددی در مورد تئوری‌های مختلف و تحلیل ردیف وجود دارد، اگر مبانی موسیقی را خوب بشناسیم، می‌توانیم اطلاعاتی که به ما داده شده را به خوبی تجزیه و تحلیل کنیم و این تناقض‌ها را برطرف کنیم.

 

بهرامی اظهار داشت: بنابراین تصمیم گرفته که بهتر است بر روی مبانی اولیه و قانون بنیادی موسیقی ایرانی تمرکز داشته باشیم و مخاطبین ابزاری برای فکر کردن بهتر و دقیق‌تر درباره مسائل نظری موسیقی ایرانی داشته باشند. ضمنا یکسری داده‌های غلط در جامعه موسیقی ایرانی داریم که به صورت غلط‌های رایج در جامعه در حال چرخش هستند و آن‌ها به قدری تکرار شدند که به صورت واقعیت خودشان را نشان می‌دهند. به هر حال این مسائل نیز باید به آن پرداخت شود و به صورت علمی مورد نقد و بررسی قرار بگیرند. نظر ما این است که در این دوره بر روی این مسائل تمرکز کنیم.

 

وی گفت: به عنوان مثال بعضی از افراد می‌گویند که موسیقی ایرانی قبل از اینکه صورت دستگاهی پیدا کند، صورت مقامی داشته است. اما این موضوع یک باور غلط است و هیچ مدرک و مستنداتی نداریم که موسیقی ایرانی قبل از اینکه صورت دستگاهی بوده، صورت مقامی داشته است و این موضوع یک غلط رایج است. بنابراین این تفهیم‌های غلط، باورهایی را ایجاد کرده که منجر به یکسری نتیجه‌گیری‌هایی شده که این نتیجه‌گیری‌ها نیز یکسری تئوری‌ها را ایجاد شده است و این تئوری‌ها امروز جواب مبانی نظری را نمی‌دهند و در موسیقی ایرانی همیشه بین عمل و مبانی نظری تناقض‌هایی وجود داشته و ما نیز این تناقض‌ها را مشاهده می‌کنیم.

 

او ادامه داد: لذا تصمیم گرفتم بجای اینکه آنچه که مصطلح کلاس‌های تئوری موسیقی ایرانی و همینطور کلاس‌های تحلیل ردیف وجود دارد، بهتر است بیاییم بر روی مبانی موسیقی تمرکز داشته باشیم و این مبانی را به عنوان اصول فکری در نظر بگیریم و ابزاری به مخاطب بدهیم که در مورد موسیقی ایرانی به صورت صحیح فکر کند.

 

بهرامی درباره بازگشت به تاریخ موسیقی و تصحیح باورهای غلط گفت: بله همینطور است البته به شرط اینکه بتوانیم در این موضوع موفق باشیم و چنین ایده‌ای وجود دارد که بتوانیم آن را بازنگری کنیم و مبانی موسیقی را از ریشه نگاه کنیم و ببینیم که این نوع موسیقی که بکار می‌بریم از کجا آمده، چه مفهومی دارد و در چه بستری رشد کرده و همینطور چه مبنای نظری دارد و آیا ما مفهومی که در ذهنمان داریم درست است یا خیر.

 

وی درباره مناسب نبودن این دوره‌ها برای داوطلبان کنکور موسیقی اظهار داشت: کنکور موسیقی بر اساس همین مبانی نظری است که در جامعه رایج است و این مبانی، یک مبانی نظری کار راه‌اندازی است که وزارت علوم تنها آن را برای امتحان گرفتن می‌پذیرد و پکسری مبانی نظری مبانی نظری رایجی است که می‌فهمند که این جواب صحیح است و از آن نمره می‌گیرند و این مسائل همان چیزهایی است که تناقض ایجاد کرده است و اگر این مبانی نظری درست بود، اصلا احتیاجی به تمام این مسائل نبود.

 

او در ادامه گفت: این دوره‌ها در ده هفته برگزار خواهد شد و حتی ممکن است که دو یا سه جلسه نیز به آن اضافه شود. البته ممکن است که این دوره‌ها ادامه پیدا کند و به فاز دوم برسد اما یکسری اصلاحات عام در موسیقی است که این‌ها باید تشریح شود. به عنوان مثال اگر ما از دانگ صحبت می‌کنیم، بنده خودم به شخصه نمی‌دانم که کلمه دانگ را چه شخصی وارد موسیقی کرد و دلیل آن را هم نمی‌دانیم که به فرض کلمه دانگ که یک امر شش دانگی است، آن را به یک امر چهار تایی اصلاح کردند که به طور کلی منطق آن اشتباه است.

 

بهرامی در ادامه با تأکید بر لزوم بازنگری در مبانی موسیقی ایرانی گفت: این مسائل باید توضیح داده شود. به نظر بنده افرادی که در اوایل کار سعی کردند قواعدی برای موسیقی ایرانی تولید کنند، هم با عجله و هم با مطالعه کم این کار را انجام دادند و گستره قواعد را به خوبی مشاهده نکردند.

 

 

وی ادامه داد: به عنوان مثال در یک دوره طولانی برای اینکه برای موسیقی ایران تاریخ به وجود بیاورند، هر رسالات موسیقی که در دوران اسلامی نوشته شده را به حساب موسیقی ایران گذاشته‌اند در صورتی که این‌ها در مورد موسیقی رسمی جهان اسلام نوشته شده و به موسیقی ایران ارتباطی نداشته است اما همه آن‌ها را به اسم موسیقی ایران گذاشته‌ایم و مبنای تاریخی موسیقی ایران قرار داده‌ایم.

 

او افزود: این مسائل ما را کم‌کم به اشتباه انداخته و ما گمان می‌کنیم که هزار سال رساله در زمینه موسیقی ایران داریم و متأسفانه این نگاه‌ها باعث شده که یک توهم تاریخی برای ما ایجاد شود و نتوانیم از این توهم بیرون بیاییم و اطلاعات دقیقی نیز پیدا نکنیم. بنابراین بهتر است که یک بازنگری ایجاد شود.

 

وی اظهار داشت: اکثر دوستانی که در دهه ۵۰ در زمینه موسیقی تحصیل کردند و در حال حاضر جزو پیشکسوتان موسیقی ایران هستند، تمام آن‌ها در مقطع لیسانس تحصیل کرده‌اند و یک برداشتی نیز داشته‌اند و به هر حال یک برداشتی نیز داشته‌اند و پس از اتفاقات اجتماعی که به وجود آمده، این چهار نفر باقی ماندند و حرفشان سند شده البته بنده به این افراد احترام می‌گذارم اما حرف بنده این است که موقعیت را نیز در نظر بگیریم و آن‌ها در یک دوره‌ای یک برداشتی داشتند و ممکن است امروز نیز برداشت آن‌ها متفاوت باشد اما برداشت آن دوره این افراد نمی‌تواند که سند تئوریک، عقلی و منطقی برای ما باشد و باید بازنگری شود.

 

بهرامی گفت: متأسفانه جریانات فکری در موسیقی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است و از نظر بنده به طور کلی باید مبانی و مسائل موسیقی ایرانی باید بازنگری شود. موسیقی ایرانی هیچ مشکلی ندارد جز اینکه دچار یک چرخه باطل شده و تنها راه آن این است که تمام مسائل آن باید مورد بازنگری قرار گیرد.

 

او ادامه داد: اگر همه چیز مورد بازنگری قرار گیرد، موسیقی ایرانی جهش پیدا می‌کند. بنده به سهم خودم به تمام آیتم‌های موسیقی دخیل هستند، شک کردم و درصدد هستم که در مورد تمام این مسائل فکر کنم و از ابتدا مفاهیم را پیدا و بازتعریف کنم و همه چیز را از ابتدا به خودم آموزش دهم و تا جایی که توانستم این کار را انجام دادم و باید از پیدایش اولین صدا مفاهیم را پیدا و بازتعریف کنم.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر این بازشناسی و بازنگری توسط افراد مختلف ایجاد شود و این روحیه به وجود بیاید، احتمالا یک دوران رنسانس بازداری در موسیقی ما ایجاد می‌شود البته بنده در این موضوع ادعایی ندارم که بخواهم با برگزاری یک کلاس تمام این کارها را انجام دهم اما به سهم خودم این هدف را قرار دادم که این دوران دانشجویی خودم را ادامه دهم و این بازشناسی را تا جایی که ممکن است بتوانم برای خودم ادامه دهم و نتایج آن را نیز با تعدادی از عزیزان در میان بگذارم.