طی هفته های گذشته شاهد ترافیک کنسرتهای موسیقی در تهران و بسیاری از شهرهای کشورمان بودیم. ترافیکی که بعد از چهار ماه تعطیلی و سکوت رنگ و بوی دیگری به تقویم موسیقی کشور بخشیدند.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، کنسرت رسیتال پیانو فریدون ناصحی جز آخرین کنسرتهایی بود که زمستان سال گذشته برگزار شد . قرار بود تمدید شود اما کسی حتی باور نمی کرد نه این اجرا بلکه تمامی کنسرتهای موسیقی به یکدفعه به خاطر شرایط اجتماعی و جنگ تعطیل خواهند شد.

نزدیک به چهار ماه از آخرین اجراهای زنده موسیقی در سالن های شهر می گذرد.چهار ماه، در مقیاسِ تقویمِ یک شهر، شاید زمان کوتاهی باشد؛ اما برای نبضِ موسیقیِ زنده، چهار ماه یعنی یک عمر.

سکوتِ تالارهای کنسرت، تنها به معنای خاموشیِ بلندگوها نبود؛ بلکه به معنای گسستنِ رشته‌ای بود که نوازنده و خواننده را به شنونده متصل می‌کرد. حالا، پس از آن دورانِ «سکوت»، شاهدِ پدیده‌ای هستیم که بیش از آنکه یک رویدادِ تقویمی باشد، یک «جریانِ عاطفی» است، بازگشتِ کنسرت‌ها به صحنه و ترافیکِ فشرده‌ی اجراهایی که گویی می‌خواهند تمامِ روزهای از دست رفته را در چند هفته جبران کنند.

گزارش را اینجا ببینید :

 

 

این «ترافیکِ کنسرت‌ها»، تصویرِ واقعیِ جامعه‌ای است که میلِ عجیبی به زیستن دارد. گویی مردم و هنرمندان، تصمیم گرفته‌اند که نگذارند سکوت، به یک عادتِ همیشگی تبدیل شود و در میانِ هیاهویِ خیابان‌ها و دغدغه‌های روزمره، جایی باشد که بتوان برای لحظه‌ای، کنارِ یکدیگر، صدایِ زندگی را با ضرب‌آهنگِ موسیقی شنید.

در این بازگشت، آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند، نه فقط تعدادِ کنسرت‌ها، بلکه «فشردگیِ معنایی» آن‌هاست.شهر در یک «ترافیکِ موسیقی» قرار گرفته. هر شب، سالن‌های مختلف میزبانِ اجراهایی هستند که هر کدام برای هنرمندانش، حکمِ یک تولدِ دوباره را دارد. این حجم از اجرا، در حالی که در ظاهر یک سازوکارِ حرفه‌ای و اقتصادی به نظر می‌رسد، در لایه‌های زیرین، یک تقلا برای «بودن» است.

بازگشتِ موسیقی به ایران، یک ماراتنِ است. ماراتنی که در آن، خط پایان، صدایِ دست‌هایِ تماشاگرانی است که پس از چهار ماه، دوباره معنایِ «با هم بودن» را در فضایِ آکوستیکِ یک سالن تجربه می‌کنند. در این روزها ما نه فقط شاهدِ برگزاری کنسرت‌ها، که شاهدِ تماشایِ دوباره‌ی «نفس کشیدنِ» شهر خواهیم بود.

 

گزارش :سحر طاعتی