حضور و اجرای قیصر، خواننده شناختهشده موسیقی لسآنجلسی، در مهمانی کیلومتری غدیر را نمیتوان صرفاً یک اجرای موسیقایی یا یک اتفاق رسانهای گذرا دانست. اهمیت این رویداد بیش از آنکه در خودِ اجرا باشد، در معنایی نهفته است که این حضور با خود حمل میکند؛ معنایی که به رابطه چند دههای میان موسیقی رسمی، موسیقی مهاجرت و سیاست فرهنگی در ایران بازمیگردد.
برای سالها، در فضای فرهنگی ایران اصطلاح «خواننده لسآنجلسی» صرفاً یک توصیف جغرافیایی نبود؛ بلکه به یک مرزبندی فرهنگی و حتی سیاسی تبدیل شده بود. دوگانهای که یک سوی آن موسیقی داخل کشور و سوی دیگر آن موسیقی مهاجرت قرار داشت. در چنین فضایی، حضور یک خواننده شناختهشده خارج از کشور در یکی از مهمترین رویدادهای مذهبی و اجتماعی سال، صرفنظر از قضاوتهای موافق و مخالف، نشانه تغییر در برخی معادلات فرهنگی است.
نخستین نکته مهم این اتفاق، تغییر در مفهوم بازگشت است. در سالهای گذشته هرگاه سخن از بازگشت هنرمندان مهاجر به میان میآمد، معمولاً بحثها حول ممنوعیتها، محدودیتها یا حواشی سیاسی شکل میگرفت. اما این بار روایت متفاوتی شکل گرفت؛ بازگشتی که مستقیماً به یک مناسبت مذهبی و مردمی گره خورد. همین مسئله باعث شد خبر از سطح یک رخداد هنری فراتر برود و به یک موضوع اجتماعی تبدیل شود.
نکته دوم، اهمیت نمادین محل و زمان اجراست. اگر قیصر در یک سالن خصوصی یا یک برنامه محدود روی صحنه میرفت، شاید خبر تنها در صفحات هنری بازتاب پیدا میکرد. اما اجرای او در مهمانی کیلومتری غدیر، آن هم در میان جمعیتی گسترده، به این حضور ابعادی فراتر از موسیقی داد. اینجا دیگر فقط یک خواننده اجرا نمیکند؛ بلکه یک تصویر جدید از نسبت میان هنرمندان مهاجر و رویدادهای رسمی فرهنگی شکل میگیرد.
از سوی دیگر، این اتفاق را میتوان از منظر دیپلماسی فرهنگی نیز بررسی کرد. سالهاست که بخشی از تولیدات موسیقی فارسی در خارج از ایران شکل میگیرد و میلیونها مخاطب دارد. حضور چهرهای از این فضا در یک رویداد داخلی، فارغ از ارزیابیهای سیاسی، میتواند نشانهای از کاهش برخی شکافهای نمادین میان داخل و خارج از کشور تلقی شود. در واقع، پیام اصلی این رویداد شاید نه درباره یک خواننده، بلکه درباره امکان گفتوگو میان دو بخش از یک فرهنگ مشترک باشد.
با این حال، واکنشها به این حضور نشان داد که جامعه همچنان درباره چنین رخدادهایی به اجماع نرسیده است. برای برخی، این اتفاق نشانه جذب سرمایههای فرهنگی ایرانیان خارج از کشور است و برای گروهی دیگر، پرسشهایی درباره معیارها و سیاستهای فرهنگی ایجاد میکند. همین دوگانگی نیز بخشی از اهمیت ماجراست؛ زیرا رخدادهای مهم فرهنگی معمولاً آنهایی هستند که بحث و گفتوگو ایجاد میکنند.
در نهایت شاید بتوان گفت ارزش خبری حضور قیصر در مهمانی غدیر، نه در چند دقیقه اجرای موسیقی، بلکه در تصویری است که از آینده سیاست فرهنگی ایران ارائه میدهد. تصویری که در آن مرزهای قدیمی میان «داخل» و «خارج»، «رسمی» و «غیررسمی» یا «مهاجر» و «داخلی» دستکم برای لحظاتی کمرنگ شدهاند. اینکه این اتفاق به یک روند پایدار تبدیل شود یا تنها یک استثنا باقی بماند، پرسشی است که پاسخ آن را باید در ماهها و سالهای آینده جستوجو کرد.
یادداشت: مینا آتشی