پیمان ناصح پورخواستار ادای دین به جایگاه هنری هوشنگ ظریف شد و گفت:در این سالها بزرگداشتی برای این استاد تاثیرگذار موسیقی صورت نگرفته است گویی ایشان فراموش شده اند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، ناصح پور درباره اجرای خود به مناسبت دوازدهمین سال درگذشت استاد لطفی به خبرنگار ما توضیح داد: معمولا اجراهای مناسبتی طولانی نیست و با هماندیشی آقای سعید محمدی (نوازنده تار و سهتار) و آقای احمد بیرانوند سروش به این نتیجه رسیدیم که برخی قطعات ضربی دستگاه ماهور را که در آلبوم «به یاد درویش خان» توسط استاد محمدرضا لطفی و استاد ناصر فرهنگفر اجرا شده بود، بنوازیم. فکر ما این بود که برای پایان اجرا، تصنیف «ز من نگارم» به روایت استاد نصرالله ناصحپور را اجرا کنیم اما بعد به این نتیجه رسیدیم که پس از اجرای پیشدرآمد، آقای بیرانوند آواز کوتاهی را در ماهور اجرا کنند تا جذابیت اجرای صحنهای ما بیشتر شود. در نتیجه با این اجرا، از استادان ناصحپور، لطفی و فرهنگفر که در آلبوم «به یاد درویش خان» همکاری کرده بودند ،یاد کردیم. درضمن، سازبندی، رپرتوار و انتخاب قطعات به گونهای شد که تداعیِ آن آلبوم و آن روایت از موسیقی سنتی ایران بشود.
او ادامه داد: از قدیم تا به امروز، آثار زیادی ضبط شده و وقتی به آنها گوش میکنیم ،میبینیم که موسیقیدانان خیلی خوبی از زمان قاجار تا به امروز داشتهایم که همه آنها برای حفظ، اشاعه، و بسط و گسترش موسیقی زحمت کشیدهاند اما تعداد معدودی از آنها «جریانساز» بودهاند. به نظر بنده، استاد لطفی یکی از آن اساتیدِ جریانساز بوده است. اگر منظور از «ادای دین» به هنرمندی، تقدیم احترام به آثار یا خودِ آن هنرمند باشد باید بگویم که به نظرم، وضعیت ادای دین به استاد لطفی نسبت به بسیاری اساتید خیلی بهتر بوده. مثلا تا جایی که بنده خبر دارم «ادای دین» به استاد هوشنگ ظریف اصلا خوب نبوده و «تو گویی» این استاد باکلاس موسیقی کاملا فراموش شدهاند!

ناصح پور درخصوص آخرین فعالیت های خود نیز گفت: در یک دهه اخیر، بیشتر مشغول پژوهش در ریاضی و موسیقی و تدریس آنها بودهام و البته مقالههایی در مجلات بینالمللی ریاضی منتشر کردهام. اما از اجرای صحنهای به دور بودهام و اگر مجموعه شرایط مناسب باشد مایل هستم به فعالیتهای صحنهای خود بیافزایم.
این هنرمند در خصوص انتشار آثار از پدر خود استاد ناصح پور توضیح داد: پدرم اثری که به صورت رسمی خوانده ولی آن را منتشر نکرده باشند، ندارند. اما ایشان آثاری دارند که به صورت خصوصی ضبط شدهاند و تعداد کمی از آنها در آرشیو خصوصی خانوادگی ما موجودند. بنده نوازنده تنبک هستم و بنابراین در حفظ، اشاعه و زنده نگه داشتن میراث هنری استاد ناصحپور نمیتوانم از نظر اجرای آواز کمک کنم اما هر کاری از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. به هر حال ایشان شاگردانِ زیادی تربیت کردهاند و اگر شرایط مناسب باشد و شاگردان ایشان در موسیقی فعالیت بیشتری داشته باشند میتوانند به این امر مهم کمک کنند.

عکس از آرشیو خصوصی خانواده استاد ناصح پور
(نصرالله ناصحپور،علیاکبر شکارچی، محمدرضا گرگینزاده و محمدرضا درویشیغلامحسین بیگجهخانی، فرهاد فخرالدینی، پرویز منصوری)
او در پاسخ به اینکه چقدر در موسیقی وام دار پدرش است، بیان کرد: از آذر ۱۳۶۴ کلاسهای پدرم به خانه منتقل شد و بنده دایما به تدریسِ ردیفِ آوازی ایشان گوش فرا دادهام. در همراهی با ایشان در بسیاری از محافل هنری و علمی شرکت کرده و از هر استادی نکاتی یاد گرفتهام. بنابراین در هنر و علم، هر چه دارم به صورت مستقیم و غیرمستقیم به دلیلِ در کنارِ ایشان بودن است. لذا اگر بگویم خیلی زیاد وامدار ایشان هستم باز هم کم است. البته مادرم هم به همان اندازه برایم زحمت کشیدهاند و علاوه بر همه استادانم، از پدر و مادرم بینهایت ممنونم.
این نوازنده درباره ادای دین اهالی هنر در شرایط خاص هم گفت: در آن سالهایی که پدرم در هنرستان چنگ، آواز درس میدادند، از طرف ریاست هنرستان، تابلوی کوچک خوشنویسی شدهای به پدرم تقدیم شده بود، که در آن پیام بزرگی نوشته شده بود: «اگر هنر و انسانیت نتوانند در کنار هم زندگی کنند، پس بگذار هنر بمیرد.» فکر میکنم تمامِ پاسخِ بنده، تفسیر همین جمله است. هنر از مقوله شناخت است و هنرمند پس از اندریافت شناخت، با در نظر گرفتن انسانیت، میتواند با بازتابِ آن شناخت در آثار هنری خود، مثلا به شناساندن زیباییها و آلام اجتماعی کمک کند.
این موسیقیدان در پاسخ به تفاوت بین علم و هنر و اینکه علم نیز از مقوله شناخت است، پاسخ داد: اصولا در مسائل هنری عاطفه بر ادراک می چربد.