حمیدرضا آفریده نوازنده و مدیر آموزشگاه موسیقی هونیاک در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران درباره حادثه‌ی وارد شدن آسیب کامل به آموزشگاه موسیقی خود توضیح داد: بامداد روز سوم فروردین ۱۴۰۵، حدود ساعت پنج تا پنج‌ونیم صبح، آلارم دزدگیر آموزشگاه فعال شد. با توجه به این‌که آموزشگاه را به دلیل شرایط جنگی از اسفندماه تعطیل کرده بودیم، تصور کردم شاید سرقتی در حال وقوع باشد. با عجله خودم را به سمت آموزشگاه رساندم. وقتی وارد خیابان پیروزی شدم، از محدوده چهارراه کوکاکولا تا بین خیابان‌های سوم و چهارم نیروی هوایی ــ جایی که آموزشگاه ما قرار دارد ــ دیدم فضای منطقه در مه غلیظی فرو رفته است. فکر نمی‌کردم بتوانم خودم را به محل برسانم، اما با سختی این مسیر را طی کردم و وقتی رسیدم، متوجه شدم که پهپادی به ساختمان اصابت کرده است.

 

آفریده افزود: ساختمانی که در طبقه چهارم آن مستقر بودیم، چهار واحد داشت؛ شامل یک مطب زنان و زایمان، یک دفتر تبلیغاتی و واحد ما. پهپاد مستقیماً به واحد آموزشگاه اصابت کرده و عملاً همه‌چیز را نابود کرده بود. تمام سازها، تجهیزات، امکانات و هر آنچه طی سال‌ها جمع کرده بودیم، یک‌شبه به خاکستر تبدیل شد. حدود هفت میلیارد تومان ــ و شاید هم بیشتر ــ برای تجهیز، ساخت‌وساز و توسعه آموزشگاه سرمایه‌گذاری کرده بودیم. همه اینها از بین رفت، در حالی که حتی مالک آن واحد هم نبودیم و مستأجر به شمار می‌آمدیم.

 

وی با اشاره به سابقه و فعالیت آموزشی مجموعه گفت: آموزشگاه ما تا زمان حادثه، کنسرت‌های هنرجویی بسیاری برگزار کرده بود و تقریباً تمام سرمایه‌مان را صرف رشد و ارتقای مجموعه کرده بودیم تا هدف‌هایی که در نظر داشتیم دیده شود. ۲۲ مدرس در آموزشگاه داشتیم که نیمی از آن‌ها جوانان بسیار توانمند در حوزه تدریس، موسیقی و نوازندگی بودند؛ جوانانی که شاید در شرایط عادی بازار کار به‌سادگی فرصت فعالیت پیدا نمی‌کردند. در کنار ایشان، استادان بنام نیز در آموزشگاه حضور داشتند. اما متأسفانه همه این زحمات یک‌شبه نابود شد و چیزی از آموزشگاه باقی نمانده است.

 

این نوازنده کمانچه درباره وضعیت پس از حادثه گفت: روز وقوع حادثه، اولین نفری بودم که به محل رسیدم، چون تنها به واسطه آلارم دزدگیر توجهم جلب شده بود. چند ساعت بعد، زمانی که آتش‌نشانی اعلام کرد ساختمان در حال تخریب است، تلاش کردم خودم را به طبقه بالا برسانم. اما هر پله‌ای که بالا می‌رفتم، پله‌ای که از آن گذشته بودم فرو می‌ریخت و عملاً راه بازگشتی وجود نداشت. ساختمان در حال سقوط بود و در نهایت کاملاً از بین رفت.

 

آفریده در ادامه به فشارهای مالی واردشده اشاره کرد: اکنون با حجم بسیار بزرگی از بدهی‌ها و هزینه‌هایی روبه‌رو هستیم؛ وام‌ها، مخارج خرید تجهیزات، هزینه‌های ساخت‌وساز و همه سرمایه‌گذاری‌هایی که برای این آموزشگاه انجام شد. متأسفانه در شرایط جنگی هم هیچ بخشودگی یا حمایتی برای ما یا سایر آسیب‌دیدگان در نظر گرفته نشد و امروز در بدترین وضعیت ممکن قرار داریم. ما مدرس‌ها و هنرجویانی داریم که در این آموزشگاه با امید بسیار وارد شدند؛ ۲۵۰ هنرجو که برای اعتمادسازی و فراهم کردن محیط مناسب برای آنان، زحمت فراوان کشیده بودیم.

 

وی با اشاره به سابقه فعالیتش گفت: نزدیک به سیزده سال است که در این منطقه آموزش موسیقی انجام می‌دهم و طی دو سالی که این آموزشگاه را تأسیس کرده بودیم، حاصل تجربه چهارده تا پانزده سال فعالیت آموزشی را در آن به‌کار گرفتیم. هدف‌مان این بود که مجموعه‌ای پایدار و درخور ایجاد کنیم. اما اکنون تنها دغدغه ما این است که آموزشگاه از میان نرود. اگر شرایط کشور پس از جنگ به حالت عادی بازگردد، باید آموزشگاه را دوباره راه‌اندازی کنیم، اما با خسارتی حدود هفت میلیارد تومان ــ و حتی بیشتر ــ توان این کار برایمان باقی نمانده است؛ حتی توان اداره زندگی روزمره‌مان هم کاهش یافته است.

 

آفریده در پایان گفت: از صنوف مرتبط و نهادهایی که وظیفه حمایت دارند، درخواست می‌کنیم به ما کمک کنند. ما در این حادثه هیچ نقشی نداشتیم، اما خسارت آن تمام زندگی‌مان را تحت تأثیر قرار داده است. امید داریم امکان بازسازی آموزشگاه فراهم شود؛ در غیر این صورت، این مجموعه تبدیل به خاطره‌ای تلخ خواهد شد و ادامه مسیر زندگی برای ما بسیار دشوار خواهد بود.