حکایت شیدایی
یکشنبه, ۱ شهریور ۱۴۰۵

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، امروز یکم شهریورماه هفتاد و پنجاهمین سالروز تولد عبدالنقی افشارنیا نوازنده پیشکسوت نی است. کاوه صادقی آزاد نوازنده نی و کارشناس موسیقی یادداشتی را به این مناسبت به سفارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران نوشته است.
او در این یادداشت آورده است:
برای استاد عبدالنقی افشارنیا، که نغمههای نی ایشان بخشی از خاطرات موسیقایی چند نسل از علاقهمندان موسیقی ایران است.
گاهی مسیر آشنایی انسان با یک استاد، سالها پیش از دیدار حضوری آغاز میشود. برای من، آشنایی با استاد عبدالنقی افشارنیا از سالهای نوجوانی و از میان صداها و نغمههایی شکل گرفت که در خلوت خود بارها شنیده بودم؛ از اجراهای گروه «آوای شیدا» به سرپرستی استاد محمدرضا لطفی، بهویژه در مجموعههایی چون «چاووش» و «معمای هستی»، تا همکاریهای ارزشمند ایشان با استاد حسین علیزاده در آثاری چون «شورانگیز»، «صبحگاهی» و «دلشدگان». همچنین تماشای نسخۀ تصویری تکنوازی ایشان در جشنوارۀ نینوازان سال ۱۳۷۰ در حوزۀ هنری، تصویری ماندگار از جایگاه و توانایی این هنرمند بزرگ در ذهن من به جا گذاشت.
سالها بعد، در دوران جوانی، زمانی که در نشر کارنامه به عنوان ویراستار، واقع در طبقۀ پایین مؤسسۀ آوای شیدا مشغول به کار بودم، گاهی بعدازظهرها به کارگاه سازسازی آوای شیدا نزد سازساز توانا احمد ارهسازان میرفتم. آنجا برایم فقط یک کارگاه سازسازی نبود؛ فضایی بود سرشار از موسیقی، گفتوگو، تجربه و خاطره. ساعتی ساز مینواختم، با آقای ارهسازان گپ میزدم و در کنار آن فضای صمیمی، چای مینوشیدم.
یکی از همان روزها، در حالی که مشغول نواختن بودم، ناگهان استاد افشارنیا وارد کارگاه شدند. بیاختیار دست از نوازندگی کشیدم و ایستادم. سراغ آقای ارهسازان را گرفتند و من عرض کردم که برای ریختن چای به مکتبخانه رفتهاند. بعدها از آقای ارهسازان شنیدم که قرار است مکتبخانه بار دیگر فعالیت خود را آغاز کند؛ خبری که برای بسیاری از دوستداران موسیقی، نوید بازگشت یک فضای ارزشمند فرهنگیهنری بود.در روزهای بازسازی و نقاشی مکتبخانه، زمانی که کار تقریباً به پایان رسیده بود، طبق معمول برای استراحت و گپوگفت نزد آقای ارهسازان رفته بودم. آن روز آقای عطایی (سازساز بنام) قصد داشتند یکی از آخرین کمانچههای خود را به استاد لطفی نشان دهند. استاد ساز را کوک کردند و از استاد افشارنیا خواستند تا با هم بنوازند. آنچه شکل گرفت، لحظهای ناب و فراموشنشدنی بود؛ گفتوگویی موسیقایی میان دو ساز در فضای آواز ابوعطا. افسوس که در آن لحظه دستگاه ضبطی همراه نداشتم تا آن لحظه ارزشمند را ثبت کنم؛ اما صدای آن همنوازی همچنان در خاطرم باقی مانده است.
شاگردی من نزد استاد افشارنیا از زمان راهاندازی دوبارۀ مکتبخانه و بازگشت استاد لطفی به ایران آغاز شد. آن دوران برای من از شیرینترین و ارزشمندترین دورههای زندگی موسیقاییام بود؛ دورانی که نهتنها از محضر استاد افشارنیا، بلکه از حضور بسیاری از بزرگان و هنرجویانی که بعدها به چهرههای شناختهشدۀ موسیقی ایران تبدیل شدند، بسیار آموختم.
استاد افشارنیا از آن دسته هنرمندانی است که دانش و تجربۀ خود را تنها در نواختن ساز خلاصه نکردهاند. تلاشهای ایشان در آموزش نی و انتشار آثاری چون «آموزش نی، دورۀ ابتدایی» و «ردیف مقدماتی» و نیز «ردیف استاد ابوالحسن صبا برای نی»، نقش مهمی در انتقال این ساز و شیوۀ صحیح آموزش آن داشته است. ایشان از محضر استادانی چون نورعلی برومند، داریوش صفوت و کلاسهای آزاد آواز محمود کریمی بهره بردند و فعالیت حرفهای خود را از ارکستر ژونس موزیکال ایران به ریاست سعدی حسنی آغاز کردند. همچنین از سال ۱۳۵۴ به عنوان یکی از پایهگذاران گروه شیدا به سرپرستی استاد محمدرضا لطفی، در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران به اجرای برنامه پرداختند.
نسلهای مختلفی از نوازندگان نی از دانش و تجربۀ ایشان بهره بردهاند؛ هنرمندانی همچون سیامک جهانگیری، پاشا هنجنی، زمان خیری، فرهاد زالی، هوشمند عبادی و…، که هر کدام امروزه از نوازندگان خوشقریحۀ این ساز هستند. اما آنچه برای من از استاد افشارنیا همانند سازش ماندگار است، منش انسانی و اخلاق حرفهای ایشان است. در تمام سالهایی که افتخار شاگردی و همنشینی با استاد را داشتهام، همواره از ایشان آموختهام که موسیقیدان باید بیش از هر چیز به کار و هنر خود بپردازد، پشت سر صنف خود و هیچ هنرمندی سخن نگوید و از حاشیههایی که میتواند به شأن و مسیر حرفهای او آسیب بزند، دوری کند. این آشنایی همچنان ادامه دارد؛ چه در دیدارهای شخصی و چه در فرصتهایی که به واسطۀ اشتغال من در انجمن موسیقی ایران و برگزاری جشنوارهها فراهم میشود. هر دیدار با استاد برای من یادآور همان روزهای نخست است؛ روزهایی که یک نوجوان شیفتۀ نی، از میان نوارها و صداهای ماندگار، با هنرمندی آشنا شد که بعدها نه فقط استاد ساز، بلکه الگویی از اخلاق، بزرگواری و عشق به موسیقی برای او شد.
با سپاس و ارادت فراوان
کاوه صادقی آزاد