تنبور، رؤیاهای بازنشستگان را دوباره زنده کرد/گروه تنبورنوازان خانه مهر تشکیل شد
سهشنبه, ۱۴ مهر ۱۴۰۵

گروه موسیقی بازنشستگان به همت بهزاد مرادی نوازنده تنبور و مقام دان موسیقی با عنوان گروه تنبورنوازان خانه مهر تشکیل شد.
بهزاد مرادی نوازنده تنبور، پژوهشگر، مدرس و مقام دان موسیقی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران در خصوص پروژه تشکیل گروه موسیقی بازنشستگان گفت: آموزش موسیقی به جمعی از بازنشستگان و نشان دادن این واقعیت که برای شروع موسیقی و آموختن هیچگاه دیر نیست.این مسیر را از اواخر اردیبهشتماه آغاز کردم و امروز موفق شدم از میان آنها یک گروه موسیقی تشکیل بدهم و به مرحله اجرا برسانم.
وی ادامه داد: برای من، این اتفاق فقط تشکیل یک گروه نیست؛ بلکه تحقق یک باور است؛ اینکه سن هیچگاه نمیتواند مانع یادگیری، پیشرفت و شکوفایی انسان شود و تا زمانی که انگیزه و عشق وجود داشته باشد، برای شروع هیچوقت دیر نیست.
این نوازنده در خصوص ایده اولیه این اتفاق موسیقایی بیان داشت:همهچیز از یک گفتوگوی ساده و صمیمی با آقای زینالعابدینی یکی از دوستان قدیمیام آغاز شد.یک شب در گفتوگویی از او پرسیدم:«از زمانی که بازنشسته شدهای تا امروز، بیشتر وقتت را چگونه میگذرانی؟»گفت: «در انجمنهای بازنشستگان استان کرمانشاه رفتوآمد دارم و به خانه مهر بازنشستگان کرمانشاه هم سر میزنم.»همانجا فکری به ذهنم رسید. به او گفتم:«اگر در خانه مهر علاقهمند باشند، من آمادگی دارم بیایم و موسیقی و تنبور آموزش بدهم. فقط میخواهم بدانم آیا واقعاً حوصله و انگیزهٔ یادگیری و تمرین را دارند؟»او پاسخ داد که موضوع را با رئیس کانون بازنشستگان خانه مهر، جناب آقای مقدم، مطرح خواهد کرد.من هم با اطمینان گفتم:«من این توانایی را در خودم میبینم که از پایه شروع کنم، صبور باشم، با حوصله آموزش بدهم و تا رسیدن هنرجویان به نتیجه، در کنارشان بمانم.»پس از گفتوگو با جناب آقای مقدم، پاسخ مثبت بود؛و اینگونه، یک اتفاق ساده اما بسیار مهم آغاز شد.
این مدرس موسیقی تنبور با اشاره به آموزش این ساز گفت:تنبور قرار بود فقط نواخته نشود؛قرار بود امید بیافریند.قرار بود به انسانهایی که سالها کار کرده، زندگی ساخته و اکنون به دوران بازنشستگی رسیدهاند، یادآوری کند که پایان یک دوره از زندگی، به معنای پایان تواناییهای انسان نیست.تنبور تنها یک ساز نیست؛ روایتیست از انسان، عشق، فراق و بازگشت. صدای آن از همان آغاز، با حس شنیداری و درک مخاطب پیوندی عمیق داشته است.شاید از همین روست که مولانا میگوید:«بشنو از نی چون حکایت میکند…»و در ادامه:«بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلقمیسرایندش به تنبور و به حلقما همه اجزای آدم بودهایم در بهشت این لحنها بشنودهایم».
مرادی اظهار داشت: در خانه مهر، قرار بود این نغمه معنایی دیگر پیدا کند؛قرار بود صدای تنبور، صدای دوباره توانستن باشد.بسیاری از انسانها در سالهای بازنشستگی تصور میکنند فرصت بسیاری از کارها گذشته است؛ اما من باور دارم تا زمانی که انسان شوق یادگیری، انگیزهٔ زندگی و توان تلاش دارد، هیچگاه برای آغاز کردن دیر نیست.به همین دلیل، آموزش را از صفر آغاز کردم.برای هنرجویان ساز تهیه کردم، قدمبهقدم آموزش دادم، صبر کردم، تمرین کردیم و دوباره تمرین کردیم. نزدیک به بیست جلسه، از ابتداییترین مراحل شروع کردیم تا کمکم کسانی که شاید در نخستین روز حتی تصور نمیکردند روزی بتوانند در کنار یکدیگر تنبور بنوازند، تبدیل به یک گروه با عنوان گروه تنبورنوازان خانه مهر شدند.
این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: این اتفاق برای من فقط آموزش موسیقی نبود.من میخواستم چیزی را در عمل ثابت کنم؛اینکه سن، مانع یادگیری نیست.میخواستم به جامعه بگویم اگر به انسان احترام بگذاریم، اگر فرصت بدهیم، اگر با صبر و حوصله در کنارش باشیم و اگر خودش نیز اراده و پشتکار داشته باشد، میتواند در هر سنی دوباره بیاموزد، رشد کند و بدرخشد.
مرادی افزود: در خانه مهر، بانوان و آقایان بازنشستهای را دیدم که بسیاری از آنان هیچ تجربهای در نواختن تنبور نداشتند؛ اما با تمرین و پشتکار، قدمبهقدم پیش آمدند و سرانجام به مرحلهٔ همنوازی و اجرای گروهی رسیدند.برای من، آن روز فقط روز اجرای موسیقی نبود؛روزی بود که باورِ توانستن، به صدا درآمد.این تجربه نیز ادامهٔ مسیری است که سالها در آموزش تنبور دنبال کردهام؛ از آموزش کودکان و نوجوانان گرفته تا تشکیل و آموزش گروه تنبورنوازان نونهال، گروه تنبورنوازان بانوان و اکنون گروه تنبورنوازان خانه مهر.
این مدرس موسیقی در ادامه با اشاره به هدف خود از این آموزش گفت: در همهٔ این سالها، هدف فقط تربیت نوازنده نبوده است؛ هدف، باور به ظرفیت انسان و فراهم کردن فرصتی برای کشف تواناییهایی بوده که گاهی در وجود او پنهان ماندهاند.آنچه در خانه مهر اتفاق افتاد، شاید در ظاهر یک کلاس موسیقی باشد؛ اما در حقیقت، داستان انسانهایی است که ثابت کردند هنوز میتوانند بیاموزند، هنوز میتوانند تمرین کنند، هنوز میتوانند روی صحنه بایستند و هنوز میتوانند چیزی تازه به زندگی خود اضافه کنند.و شاید بزرگترین پیام این تجربه برای جامعه همین باشد که
هیچ انسانی را به خاطر سنش از رؤیا، هنر و یادگیری محروم نکنیم.گاهی تنها چیزی که یک انسان برای دوباره شکوفا شدن نیاز دارد، کسی است که به او بگوید:«تو هنوز میتوانی.»و من خوشحالم که تنبور، در خانه مهر کرمانشاه، توانست این جمله را به زبان موسیقی بیان کند.
مرادی در خاتمه خاطر نشان کرد:انسان بازنشسته نمیشود؛ رؤیاهایش بازنشسته نمیشوند.تا زمانی که در دل انسان شوقی برای آموختن و در جانش نغمهای برای آفریدن هست،هنوز میتوان آغاز کرد.و جهان، بار دیگر، با نالهٔ تنبور شنید،برای آغاز دوباره، هیچگاه دیر نیست.