از تجربههای پراکنده تا ضرورت یک سیاست فرهنگی
شنبه, ۹ آبان ۱۴۰۵

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، موزهها در ذهن بسیاری از مردم با سکوت، تماشای آثار و مواجهه با تاریخ شناخته میشوند؛ فضاهایی که بخشی از حافظه فرهنگی یک جامعه را حفظ میکنند و امکان ارتباط با گذشته را فراهم میآورند. با این حال، کارکرد موزهها در جهان امروز تنها به نگهداری و نمایش آثار محدود نمیشود و برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری نیز در بسیاری از این مجموعهها مورد توجه قرار گرفته است.
در این میان، موسیقی میتواند راهی برای ایجاد ارتباطی تازه میان مخاطب و فضای موزه باشد. اجرای موسیقی در مجموعههای فرهنگی و تاریخی، تجربهای متفاوت از شنیدن موسیقی در سالنهای متعارف کنسرت ایجاد میکند؛ تجربهای که در آن، معماری، تاریخ و هویت مکان نیز میتوانند بخشی از مواجهه مخاطب با اثر هنری باشند.با این حال، صرف برگزاری کنسرت در یک فضای موزهای به معنای شکلگیری یک تجربه فرهنگی موفق نیست. ارزش این رویدادها به چگونگی طراحی برنامه، تناسب محتوای اجرا با هویت مجموعه، شرایط فنی و حفاظتی و میزان ارتباطی بستگی دارد که میان موسیقی و مأموریت فرهنگی موزه برقرار میشود.
«موسیقی در موزه»؛ تجربهای در موزه هنرهای معاصر تهران
یکی از نمونههای مشخص این رویکرد، مجموعه برنامههای «موسیقی در موزه» با عنوان «همنوایی» است که اردیبهشت ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. این مجموعه برنامهها از ۱۹ اردیبهشت آغاز شد و طی چهار نوبت، میزبان اجراهای موسیقی بود. این رویداد در پیوند با برنامه «هنر و جنگ» و با مشارکت مجموعهای از نهادهای هنری و فرهنگی برگزار شد و حضور در آن برای علاقهمندان رایگان بود.
در این مجموعه، بداههنوازی و همنوازی از محورهای اصلی برنامهها بود و حضور هنرمندان جوان، فرصتی برای اجرای موسیقی در فضایی متفاوت از سالنهای متعارف کنسرت فراهم کرد. رایگان بودن برنامهها نیز امکان دسترسی گروه گستردهتری از مخاطبان را فراهم میکرد؛ مخاطبانی که شاید در شرایط معمول کمتر فرصت حضور در رویدادهای موسیقی را پیدا کنند.
با این حال، برگزاری چنین برنامهای در موزه هنرهای معاصر تهران، پرسشی فراتر از کیفیت اجراها مطرح میکند: آیا حضور موسیقی در این فضا به شکلگیری گفتوگویی میان هنرهای مختلف انجامیده است؟
برنامه «موسیقی در موزه» نشان داد مخاطبان تازهای میتوان برای موسیقی جذب کرد
میلاد آقایی، آهنگساز و از برگزارکنندگان مجموعه برنامههای «موسیقی در موزه»، با اشاره به برگزاری ۱۵ برنامه طی حدود ۹ ماه در موزه هنرهای معاصر تهران، این تجربه را نمونهای موفق از پیوند موسیقی با دیگر رویدادهای هنری و فرهنگی دانست و گفت: استقبال مخاطبان، حتی در روزهای وسط هفته و ساعات بعدازظهر، نشان داد که موزه ظرفیت مناسبی برای میزبانی چنین برنامههایی دارد و مخاطبان نیز به این نوع مواجهه با موسیقی نیازمندند.
آقایی درباره تناسب فضای موزه هنرهای معاصر برای میزبانی برنامههای موسیقی اظهار کرد: عنوان برنامههایی که من مسئولیت آنها را برعهده داشتم، موسیقی در موزه بود. ما طی حدود ۹ ماه، ۱۵ برنامه در این مجموعه برگزار کردیم. باید در نظر داشت که در این بازه زمانی، اتفاقات دیماه و جنگ ۴۰روزه و مسائل دیگری نیز رخ داد، اما با وجود این شرایط، برنامههای ما بهویژه پیش از جنگ ۴۰روزه با استقبال قابل توجهی از سوی مخاطبان روبهرو بود؛ آن هم در روزهای وسط هفته و ساعات بعدازظهر.
او افزود: همین استقبال، بهخودیخود بهترین گزارش درباره مناسببودن مکان و نیاز مخاطبان بود. روند کار به شکل منطقی پیش میرفت و خود اتفاق، عملاً آزمونش را پس داده بود و نتایج آن مشخص بود. از این منظر، به نظرم دیگر نیازی به سنجش جداگانه و بررسی دیگری وجود نداشت؛ زیرا نتیجهای که از برگزاری برنامهها به دست آمد، نشان میداد هم مکان مناسبی برای این کار انتخاب شده و هم مخاطب به چنین برنامههایی نیاز دارد.
این آهنگساز در توضیح تفاوت برنامههای موسیقی در موزه با اجراهای متعارف در سالنهای کنسرت گفت: یکی از تفاوتهای اصلی به ماهیت خود برنامه بازمیگشت. عنوان موسیقی در موزه به این معنا بود که موسیقی در جریان اتفاقاتی اجرا شود که در موزه رخ میدهد. برای مثال، ممکن بود در همان زمان نمایشگاهی با موضوعی مشخص یا برنامه دیگری در موزه برگزار شود و افرادی نیز برای بازدید از آن به مجموعه مراجعه کنند. در چنین شرایطی، موسیقی در گوشهای از موزه و در یک مکان ثابت اجرا میشد، اما مخاطب لزوماً فقط برای شنیدن موسیقی یا صرفاً دیدن مجموعهای از آثار هنری به آنجا نمیآمد؛ بلکه در واقع پکیجی از این رویدادها و اتفاقات را دریافت میکرد.
او ادامه داد: البته در برنامههای موسیقی در موزه، فضای اجرای موسیقی بهطور کامل در اختیار موسیقیدانان قرار میگرفت، اما تمام جذابیت این تجربه برای من در این بود که موسیقی در جریان برنامههای جاری موزه و در دل اکوسیستم طبیعی آن اجرا میشد. ما در برنامههای سوم و چهارم به این حساسیت رسیده بودیم که بدانیم در روز اجرای موسیقی چه آثاری در موزه به نمایش گذاشته شده است. برای مثال، اگر نمایشگاهی از آثار هنرمندان اسپانیایی برگزار میشد، تلاش میکردیم به سراغ موسیقی اسپانیا برویم. یعنی سعی داشتیم متناسب با موضوع نمایشگاهها و برنامههایی که در موزه در جریان بود، موسیقی انتخاب و آماده کنیم و به اجرا برسانیم.
آقایی با تأکید بر اینکه این رویکرد یکی از مهمترین وجوه تمایز برنامههای موزه با کنسرتهای معمول بود، بیان کرد: در سالن کنسرت، مخاطب طبیعتاً برای شنیدن یک اثر موسیقایی مشخص به آنجا میرود و از قبل میداند قرار است چه برنامهای را تماشا یا چه موسیقیای را بشنود؛ اما در موزه، مخاطب ممکن است با هدف دیگری به مجموعه مراجعه کرده باشد و در کنار بازدید از آثار هنری، با اجرای موسیقی نیز مواجه شود. این ویژگی ماهوی برنامه بود.
وی یکی دیگر از ویژگیهای این تجربه را نوع حضور مخاطبان در موزه دانست و گفت: موزهها، بهویژه موزههای هنر معاصر، معمولاً مکانی هستند که جوانترها و بهخصوص دانشجویان هنر و افرادی که در این حوزهها فعالیت میکنند، در جریان زندگی روزمره خود به آن مراجعه میکنند. ممکن است کسی بعدازظهر از آن محدوده عبور کند، یکی دو ساعت وقت داشته باشد و تصمیم بگیرد به موزه برود و مدتی را در آنجا بگذراند. یعنی حضور در موزه لزوماً به این معنا نیست که فرد از قبل برای شنیدن یک برنامه موسیقی مشخص برنامهریزی کرده باشد.
او افزود: این ویژگی برای برنامههای ما اهمیت داشت؛ زیرا مخاطب ممکن بود چند دقیقه بایستد و موسیقی گوش کند، بعد به بخش دیگری از موزه برود، گالریها را ببیند و دوباره به فضای اجرا بازگردد. این وضعیت با زمانی که فرد از یکی دو روز قبل برای حضور در یک کنسرت برنامهریزی کرده، بلیت تهیه کرده و دقیقاً میداند قرار است به شنیدن اجرای چه هنرمندی برود، تفاوت دارد.
آقایی ادامه داد: البته ما برای برنامهها پوستر منتشر میکردیم و اطلاعرسانی انجام میشد، اما بهتدریج مخاطبان به این عادت رسیده بودند که بدانند یکشنبه بعدازظهر در موزه موسیقی اجرا میشود.
آنها میآمدند تا موسیقی بشنوند، اما ممکن بود از قبل ندانند چه موسیقیای اجرا خواهد شد یا چه نوازندهای روی صحنه خواهد رفت. همین ویژگی نیز به نظرم یکی از وجوه متمایز و جذاب این برنامهها بود.
این آهنگساز در پاسخ به این پرسش که آیا چنین شیوهای از اجرا میتواند به برقراری ارتباطی پایدار میان مردم، موسیقی و موزه کمک کند، گفت: صددرصد. در این زمینه هیچ تردیدی ندارم و با قاطعیت میتوانم بگویم که تمام مشاهدات ما و گزارشهای مربوط به فروش بلیت یا آمار ورودیه موزه، این موضوع را تأیید میکرد.
او توضیح داد: در دورهای که برنامههای یکشنبه بهتدریج برای مخاطبان جا افتاده بود، تعداد مراجعهکنندگان موزه در روزهای یکشنبه نسبت به دوشنبه و سهشنبه بیشتر میشد و مهمترین علت این افزایش نیز همین برنامههای موسیقی بود. البته در ابتدای کار چنین وضعیتی وجود نداشت، اما زمانی که برنامهها برای مخاطبان شناختهشده و به بخشی از برنامههای هفتگی موزه تبدیل شدند، این تفاوت کاملاً قابل مشاهده بود.
آقایی با اشاره به رویکرد موزههای هنر معاصر در دیگر نقاط جهان اظهار کرد: در بسیاری از نقاط دنیا، بهویژه موزههایی که به هنر معاصر اختصاص دارند یا بهصورت تخصصی در حوزههای مختلف هنری فعالیت میکنند، اساساً هنر معاصر دیگر هنری تکبعدی و تکوجهی نیست. چنین موزههایی مخاطب را با مجموعهای از رویدادها و اتفاقات هنری مواجه میکنند. در واقع، مخاطب با یک بسته متنوع از تجربههای هنری روبهرو میشود.
او افزود: وقتی مخاطب به موزه میآید، آثار تجسمی را میبیند، موسیقی را میشنود و حتی اگر ظرفیت و امکان آن وجود داشته باشد، میتواند شاهد یک پرفورمنس یا اجرای زنده دیگری نیز باشد. همه این اتفاقات کمک میکند مخاطبان بیشتری جذب شوند و ارتباط پایدارتری میان مردم و موزه شکل بگیرد. همانطور که گفتم، آمار بازدیدکنندگان و اتفاقاتی که در جریان این برنامهها رخ داد نیز مؤید همین موضوع بود.
این آهنگساز در بخش دیگری از سخنانش به موانعی اشاره کرد که ممکن است در مسیر تداوم چنین برنامههایی قرار گرفته باشد و گفت: امیدوارم این تجربه ادامه پیدا کند، اما متأسفانه به نظر میرسد موانعی پیش آمده است. یکی از مهمترین مسائل این است که عدهای تصور میکنند موزه هنرهای معاصر اساساً مکان مناسبی برای اجرای موسیقی نیست.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به مفهوم هنر معاصر خاطرنشان کرد: من در گفتوگوهایی که هر بار درباره این برنامهها داشتم، همواره بر این نکته تأکید کردهام که موزه هنرهای معاصر، موزهای برای هنرهای معاصر است، نه صرفاً موزه هنرهای تجسمی. این مجموعه به تمام هنرها مربوط میشود و اساساً رویکرد هنر معاصر نیز رویکردی چندوجهی است. بنابراین نباید چنین تصور شود که اجرای موسیقی در این فضا با ماهیت موزه تناسب ندارد.
آقایی با اشاره به تأکید خود بر حضور هنرمندان جوان در این برنامهها ادامه داد: یکی از اصرارهای من این بود که هنرمندان جوانتر فرصت حضور و اجرای برنامه در این فضا را پیدا کنند. میخواستم بچههایی که تجربه کمتری دارند، از این بستر استفاده کنند، تجربه به دست بیاورند و بتوانند ارتباط مستقیمتری با مخاطب برقرار کنند. به نظرم این برنامهها فرصتهای درخشانی برای آنها ایجاد کرده بود.
او در پایان ابراز امیدواری کرد که امکان برگزاری دوباره این مجموعه برنامهها فراهم شود و گفت: امیدوارم این چتر دوباره گشوده شود و این تجربه بتواند همچنان برای جامعه مؤثر و مفید باشد. به اعتقاد من، برنامههای موسیقی در موزه هنرهای معاصر ظرفیت خود را نشان دادهاند و نتایجی که از آنها به دست آمد، ضرورت توجه به تداوم چنین تجربههایی را روشن میکند.