X

یادداشت معاون امور هنری وزارت ارشاد درباره عبور از بحران کرونا

نویسنده: انجمن موسیقی ایران

شنبه, ۶ اردیبهشت ۱۳۹۹

سیدمجتبی حسینی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در یادداشتی در روزنامۀ شرق به ضرورت نگاه نوی اقتصادی به هنر پرداخت.

به گزارش نای، در این یادداشت آمده است: این روزها، انسان آزموده به آزمون دشوارتری مبتلاست. رنجی که به عتاب طبیعت متولد شده است و ضحاک‌وار جز به زجر و زحمت انسان، رضا نمی‌دهد. ایلغار ناباوری است که می‌خروشد و می‌خراشد و در این معرکه نابرابر جز دانایی، دوا و درمانی نیست. چه بسیار که در کمین کرونا از اسب افتادیم اما دل خوش داشتیم که در سایه و سپر سربازان سلامت، از اصل نخواهیم افتاد. آموزگارانی رئوف که به نجات دیگری، از پا و نفس افتادند اما کوتاه نیامدند از عافیت و صحت مردمان، بال به بال خویش سلامت‌جوی هم‌نوعان شدند و خورشیدوار، بیداری و هوشیاری را در تاریکی و ترس مژده دادند و الهام‌بخش شدند.

هنرمندان نیز مسئولانه از جمله رهنوردانی شدند که سنگ سختی‌ها و صعوبت این میدان را به گهر هنر و به بضاعت خویش از پیش پای خلق برچیدند و به سخاوت، سفره سعی گشودند تا در اوقات دورباش‌ها و ایام اجتناب، ارزش‌افزوده‌ای در جنب مراقبت‌ها و مراعات شهروندان بیافرینند.

به روشنای هنر بایدهای بهداشتی و باورهای پزشکی ترویج شد و مجاهدان هنر با نقل مکان از صحنه‌ها و استیج‌ها و سینماها و گالری‌ها به قاب شبکه‌ها و رسانه‌های برخط، نشاط مردم را در مقام یک فریضه به جای آوردند. هنرمندان همه اندوخته‌ها‌ی خود را خرج خلوت‌ماندن خیابان‌ها و تاب‌آوری خانه‌نشینان کردند و چه وقت‌ها که سکوت هولناک کوچه‌ای و محله‌ای به نغمه و نوایی با امیدواری به حرف می‌آمد و شادمانی جمعی مردمان در پنجره‌ها مرهمی بر دردهای دوری می‌شد. صحنه‌های سلیمی به خلاقیت خلق شد که دست و دل اهالی هنر، سرگرم دوخت و دوز ماسک و تدارک مایحتاج مراقبت و مراعات مردم شد.

رسانه‌های مجازی زادگاه تولیداتی شد که مقصد رقابت خویش را خدمت و خوش‌احوالی مردم رقم زده بودند. همتی سزاوار که مصداق چراغ خانه خویش را خرج همسایه کردن شد. هنرمندان، هیچ در این هجوم کم نگذاشتند و در آرزوی التیام آلام، خم به ابرو نیاوردند، جماعتی جانباز که خود از زیان‌دیدگان جدی و متضرران مظلوم قرنطینه به ناگزیر بودند. از کرنای کرونا، آوای ناپایداری معیشت و ناگواری وضعیت حمایتی هنرمندان برخاست و فقدان شمولیت قوانین کار در تعریف مشاغل هنری و گزاره‌های غرامت‌بخش تأمین اجتماعی و برخورداری از بیمه بی‌کاری را، مکررا یادآوری کرد. خاصه در این سال‌ها که رغبت و التفات مردمی به هنر موجب رشد چشمگیر و فراوانی هنرمندان شده و فعالیت این جامعه شریف حتما نیازمند وجود قوانین مناسب و مقررات کارآمد و رفتارهای جمعی سامان‌یافته است؛ از گفت‌وگوهای برآمده از احترام و خرد تا تعامل و تفاهم با تمام دستگاه‌هایی که در این عرصه نقش دارند.

دستگاه‌هایی که به معاضدت می‌توانند با تمرکز اداری، تجمیع نظارتی و تصدی قاعده‌مند و روش‌های تخصصی بر توان هنر و هنرمندان بیفزایند. دو دیگر آنکه در طول چند دهه و رشد شمار هنرمندان الگوهای اقتصادی نو و به‌روز و متناسب با مقتضیات زمان و مکان شکل نگرفته‌اند و محدودیت راه‌های تحصیل درآمد (که در بسیاری موارد حداقلی است) در چنین دشواری‌هایی به شدت آسیب‌پذیر است و از تاب‌آوری اهل هنر می‌کاهد.

موضوع روشنی است که هنر ضرورت است نه تجمل و حاصل آن چندان متنوع و مؤثر که باید سازمان‌ها و سامان‌ها در مطالعه و تمهید آن عزمی جزم داشته باشند و نهایتاً آنکه کرونا (یا هر مهاجم دیگری) فریاد فضیلت هنرمندانی است که از دستگاه‌ها و ساختارهای مختلف که قدر و قیمت هنر و لزوم و ضرورتش را می‌شناسند با التفات ویژه، خود را در خوش‌احوالی هنر و هنرمندان سهیم کنند. چراکه در شرایط فعلی تمامی اعتبارات سالانه حوزه تخصصی هنر رافع خسارات پایه‌ای نخواهد بود. اینک مجال مغتنمی است که به ستایش مشارکت جوانمردانه هنرمندان و مواجهه خلاق و اثربخش با بلای بنیادافکن این بیماری، مسئولان و هنرمندان در کنار یکدیگر و با تعاملی سازنده مسائل پیش‌گفته را با روحیه سازندگی و اخلاق‌مداری در دو مسیر کوتاه‌مدت و بلندمدت به مقصدی شایسته برسانند.

>