پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران
https://nay.ir

نمی‌خواهم ارکستر سمفونیک به من وابسته باشد/حتی در شرایط جنگی باید موسیقی را به مردم رساند

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، نصیر حیدریان از جمله رهبران ارکستر ایرانی است که تجربه فعالیت در فضای حرفه‌ای موسیقی اروپا را با دغدغه‌های ارکستر سمفونیک تهران پیوند زده است؛ رهبری که در نگاهش، هدایت ارکستر تنها به کنترل ضرباهنگ و هماهنگی نوازندگان محدود نمی‌شود، بلکه پرورش نوازندگانی مستقل و توانمند و فراهم کردن زمینه رشد نسل تازه رهبران نیز بخشی از مسئولیت اوست. حیدریان پس از غیبتی کوتاه، بار دیگر به ایران بازگشته هفته گذشته ارکستر سمفونیک تهران را با رپرتواری از آثار کلاسیک به صحنه برد.

با او درباره مسیر حرفه‌ای و نگاهش به رهبری، برنامه‌های ارکستر سمفونیک تهران، دشواری‌های فعالیت موسیقی‌دانان در ایران، تجربه اجرای ارکستر در میدان آزادی در شرایط جنگی و ضرورت حفظ و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی گفت‌وگو کرده‌ایم:

 

ابتدا درباره اجرای پیش رو در ۲۸ مهرماه توضیح می‌دهید؟ چه قطعاتی را برای این کنسرت انتخاب کرده‌اید و دلیل این انتخاب چه بوده است؟

قطعاتی که برای این کنسرت انتخاب شده بود از آثار آهنگسازان کلاسیک بود. این دومین کنسرت من پس از بازگشتم به ایران است. کنسرت قبلی به موتسارت اختصاص داشت و این بار آثاری از شوبرت و چند آهنگساز دیگر را انتخاب شده بود.

یکی از قطعات، اورتور «به سبک ایتالیایی» شوبرت است. شوبرت در آن دوره، در حدود ۱۷ یا ۱۸سالگی، اورتورهایی به سبک‌های مختلف نوشته بود؛ از جمله به سبک ایتالیایی و روسی. یکی از این اورتورها برای اجرا انتخاب شده بود.قطعه بعدی، روندو برای ویولنسل و ارکستر بود که آقای اسماعیلی‌صلح آن را اجرا کردند. این قطعه از نظر تکنیکی برای نوازنده ویولنسل بسیار دشوار بود.

پس از آن، اثری از خاچاتوریان اجرا شد که در آن از تم‌های محلی ارمنی استفاده شده بود. همچنین موومان‌های اول و چهارم برای نوازندگان، بسیار چالش‌برانگیز بود؛ خصوصاً برای نوازندگان سازهای زهی، از ویولن و ویولنسل گرفته تا کنترباس.

شورا معمولاً زمانی که برای ارکستر سمفونیک برنامه انتخاب می کند، به این موضوع توجه می شود که آثاری از آهنگسازان دوره کلاسیک، مانند هایدن، موتسارت و آهنگسازان اوایل این دوره، در برنامه باشند؛ آثاری که هنوز به‌طور کامل وارد فضای رمانتیک نشده‌اند.

نکته مهم این است که این قطعات از نظر تکنیکی برای نوازندگان بسیار مفیدند. آهنگسازان این آثار را به شکلی نوشته‌اند که نوازندگان می‌توانند از آن‌ها برای تمرین و تقویت تکنیک خود استفاده کنند. بسیاری از اتودهایی که امروز برای سازهای زهی در اختیار نوازندگان است، بعدها نوشته شده‌اند؛ در زمان این آهنگسازان، چنین اتودهایی به شکل امروزی در دسترس نبودند. بنابراین نوازندگان با تمرین همین قطعات، مهارت‌های تکنیکی خود را تقویت می‌کردند، به همین دلیل، انتخاب این آثار دو هدف را دنبال می‌کند؛ از یک سو، قطعات از نظر تکنیکی برای نوازندگان مفیدند و از سوی دیگر، آثار زیبایی هستند که می‌توانند برای مخاطبان نیز جذاب باشند.

 

پس از حدود پنج ماه دوری، با رویکرد تازه‌ای به ارکستر بازگشته‌اید یا قرار است همان روند قبلی ادامه پیدا کند؟

اگر به خاطر داشته باشید، در طول سال گذشته تقریباً در تمام کنسرت‌ها از آثار آهنگسازان ایرانی استفاده شد تا بتوان موسیقی و آهنگسازان ایرانی را نیز معرفی کرد، حتی در بعضی از برنامه‌ها، تمام کنسرت به یک اثر ایرانی اختصاص داشت.

برای مثال، قطعه «فلک‌الافلاک» از استاد کامبیز روشن روان بود که اجرایی حدود ۸۰ دقیقه‌ای داشت. همچنین سمفونی آقای تفضلی اجرا شد که حدود ۸۰ دقیقه بود و تمام برنامه را به خود اختصاص می‌داد. در سایر کنسرت‌ها نیز همواره دست‌کم یک اثر از آهنگسازان ایرانی بوده، این بار تصمیم بر این شد تا حدودی رپرتوار را تغییر داده و قطعاتی انتخاب کنیم که بتوان مخاطبان بیشتری  به ارکستر سمفونیک جذب شوند. خوشبختانه مدیران بنیاد رودکی نیز با اجرای این آثار موافقت کردند.

در کنسرت قبلی، بلیت‌های هر دو شب در مدت ۲۴ ساعت به فروش رفت. این بار هم بلیت‌ها در همین مدت فروخته شد. هدف این است مخاطبان دوباره به کنسرت‌های ارکستر سمفونیک بازگردند؛ به همین دلیل، تلاش می‌شود آثاری انتخاب شود که جذاب باشند و شنونده بتواند آن‌ها را به خاطر بسپارد و حتی زمزمه کند.

موضوع دیگری که اهمیت دارد، انتخاب رهبران جوان است تا نسل آینده رهبری ارکستر سمفونیک در ایران بتواند شکل بگیرد. من حدود ۷۰ سال دارم و بسیاری از همکارانم نیز در سنین بالا هستند. بنابراین باید زمینه‌ای فراهم شود تا رهبران جوان بتوانند مسئولیت ارکستر را بر عهده بگیرند.

 

نوازندگان در تمرین‌های این دوره با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودند؟ آیا از نظر نوازندگی مشکلات خاصی وجود داشت؟

وقتی در ایران کار می‌کنیم، باید شرایط مختلف را در نظر بگیریم. تلاش می شود با وجود همه مشکلات، در کنار یکدیگر کنسرت‌های خوبی برگزار شود.قصد بزرگ‌نمایی ندارم اما نوازندگان همیشه تلاش کرده‌اند تا جایی که امکان دارد، بهترین اجرای خود را به مخاطب ارائه دهند. آن‌ها تمرین می‌کنند و با وجود مشکلات موجود، سعی دارند کیفیت کار را حفظ کنند.

 

به نظر شما رهبر ارکستر بزرگی مانند ارکستر سمفونیک چه وظایفی دارد؟ چگونه می‌تواند ظرفیت‌های هنری ارکستر را به نمایش بگذارد؟

 

اگر بخواهم از آرزوی خودم بگویم، دوست دارم روزی برسد که تک‌تک نوازندگان خودشان بتوانند مسئولیت اجرای موسیقی را بر عهده بگیرند.

نوازندگان ارکستر سمفونیک در تمرین‌ها متوجه شده‌اند که من گاهی خودم را کنار می‌کشم و آن‌ها را مجبور می‌کنم به یکدیگر گوش دهند. نمی‌خواهم آن‌ها وابسته باشند. گاهی تصور می‌شود که رهبر ارکستر مانند یک جادوگر وارد صحنه می‌شود و با حرکت دستش معجزه‌ای اتفاق می‌افتد؛ اما واقعیت این نیست. رهبر، همکار ارکستر است.همیشه این نگاه را از اندیشه‌های تربیتی و فلسفی، از جمله دیدگاه‌هایی که به فروید و مفهوم آموزش و پرورش مربوط می‌شود، الهام می‌گیرم. یک معلم خوب، استاد خوب و رهبر خوب باید بتواند ارکسترش را مستقل بار بیاورد، نه اینکه نوازندگان را مانند کودکانی نگه دارد که همواره محتاج دیگران باشند.

همیشه به نوازندگان تاکید می شود شما باید خودتان گل بزنید؛ نه اینکه همه‌چیز به رهبر وابسته باشد. باید از این تصور فاصله بگیریم که حتماً رهبر باید بیاید تا ارکستر بهتر شود. نوازندگان باید هر روز پیشرفت کنند، چه رهبر خوبی داشته باشند و چه نداشته باشند، تا بتوانند با رهبر همکاری کنند و کنسرت خوبی ارائه دهند. با این دیدگاه مخالفم که حتماً باید رهبر ارکستر حضور داشته باشد تا نوازندگان را مجبور کند خوب بنوازند. نوازنده باید خودش این موضوع را درک کند، سازش را دوست داشته باشد، به کارش علاقه‌مند باشد و در خانه نیز تمرین شخصی داشته باشد. در این صورت، می‌تواند در کنار رهبر، اجرای خوبی ارائه دهد.

 

برای بالا بردن استانداردهای ارکستر، چقدر به حضور رهبران مهمان نیاز داریم؟ آیا یک رهبر ثابت و انعطاف‌پذیر می‌تواند سطح ارکستر را ارتقا دهد؟

رهبر ثابت برای ارکستر اهمیت دارد؛ زیرا ارکستر به یک سیستم صوتی و یک هویت مشخص در صدادهی نیاز دارد. رهبر ثابت باید بتواند چنین صدایی را در ارکستر ایجاد کند؛ درست مانند یک پیانو که باید صدادهی مناسبی داشته باشد.

اما در کنار رهبر ثابت، حضور رهبران مهمان نیز ضروری است. رهبران مهمان با ایده‌های جدید می‌آیند و ممکن است نکاتی را به نوازندگان نشان دهند که پیش‌تر به آن‌ها توجه نکرده‌اند. آن‌ها می‌توانند صداها و شیوه‌های تازه‌ای را به ارکستر معرفی کنند.

این تجربه به ارکستر کمک می‌کند بهتر شود و از ایده‌های مختلف بهره ببرد. بنابراین، ارکستر سمفونیک هم به رهبر ثابت نیاز دارد و هم باید به‌طور مرتب از رهبران مهمان استفاده شود تا نوازندگان بتوانند از تجربه و نگاه تازه آن‌ها بهره‌مند شوند.

 

یکی از موضوعات مهم در اجرای کنسرت، جذب مخاطب است. هنگام انتخاب رپرتوار این دوره، به جذابیت قطعات برای مخاطبان نیز فکر کرده‌اید؟

بله، این بار قطعاتی انتخاب شده که بتوان مخاطبان بیشتری به ارکستر سمفونیک جذب شود. البته باید در این زمینه بسیار مراقب بود و واقعیت‌های مربوط به موسیقی کلاسیک را در نظر بگیریم.

اتریش یکی از مراکز مهم موسیقی کلاسیک در جهان است، اما آنجا نیز برای جذب مخاطبان به موسیقی کلاسیک مشکلاتی وجود دارد. گاهی تصور می‌شود که چون خارج از کشور شرایط متفاوت است، همه مردم به موسیقی کلاسیک علاقه دارند؛ در حالی که این‌طور نیست.

همیشه موسیقی کلاسیک را با فلسفه مقایسه می‌کنم. برای مثال، همه افراد کتاب‌های کانت یا نیچه را نمی‌خوانند، اما رمان را افراد بیشتری می‌خوانند. موسیقی پاپ نیز برای بسیاری از مردم قابل‌فهم‌تر و دسترس‌پذیرتر است؛ آن‌ها به‌راحتی می‌توانند به آن گوش دهند و از آن لذت ببرند.

در واقع نمی‌توان موسیقی کلاسیک را به همه تحمیل کرد و گفت همه باید آن را گوش کنند. گاهی در ایران این تصور اشتباه وجود دارد که همه باید موسیقی کلاسیک گوش دهند، در حالی که همان‌طور که همه به سراغ فلسفه نمی‌روند، همه نیز الزاماً به موسیقی کلاسیک علاقه‌مند نمی‌شوند.البته این به معنای آن نیست که نباید برای جذب مخاطب تلاش کرد. در اروپا و اتریش نیز در طول سالیان طولانی برای ایجاد چنین علاقه‌ای تلاش شده است. من نمونه‌هایی دیده‌ام که افرادی با مشاغل معمولی، از جمله نگهبانان دانشگاه، به کنسرت‌های موسیقی کلاسیک می‌رفتند و از شنیدن آن لذت می‌بردند. رسیدن به چنین وضعیتی زمان می‌برد و نمی‌توان انتظار داشت همه‌چیز یک‌شبه اتفاق بیفتد.

البته علاقه‌مندان جدی موسیقی کلاسیک نیز وجود دارند که برای خرید بلیت پس‌انداز می‌کنند و حتی از هزینه‌های دیگر خود می‌زنند تا بتوانند به کنسرت بروند. این مسئله بیش از هر چیز به علاقه و ارتباط فرد با این موسیقی بستگی دارد.خوشبختانه کنسرت‌های ارکستر سمفونیک با استقبال روبه‌رو می‌شوند، اما باید تلاش شود تا مخاطبان بیشتری به این موسیقی علاقه‌مند شوند.

 

ارکستر سمفونیک تهران در دوره مدیریت جدید، برنامه‌ای منظم و مدون داشته است. آیا این برنامه‌ریزی برای شش ماه دوم سال نیز ادامه دارد؟

از همان روزهای نخست در شورا تا پایان اسفند، برنامه‌ها مشخص شده بود و مخاطبان می‌توانند بدانند که در ماه‌های آینده چه آثاری اجرا خواهد شد تا برای شنیدن آن‌ها برنامه‌ریزی کنند. برای مثال، کسی که می‌خواهد در بهمن‌ماه به کنسرت بیاید، می‌تواند از قبل بداند چه اثری اجرا می‌شود.البته گاهی تغییراتی ایجاد می‌شود. بنابراین، در کنار برنامه‌ریزی بلندمدت، باید امکان تطبیق با شرایط پیش‌بینی‌نشده نیز وجود داشته باشد.

 

در شرایط جنگی ایران حضور داشتید و ارکستر سمفونیک اجرایی متفاوت در میدان آزادی برگزار کرد. برای شما که از خارج از کشور به ایران آمده بودید، حضور در آن شرایط و اجرای موسیقی چه حسی داشت؟ آیا ترسی وجود داشت؟

ترس همیشه در گوشه ذهن انسان وجود دارد. آدم به این فکر می‌کند که ممکن است اتفاقی بیافتد؛این نگرانی‌ها وجود دارد، اما در عین حال، باید زندگی و کار را ادامه داد.اجرای ارکستر در میدان آزادی تجربه بسیار مهمی بود. امیدوارم چنین اتفاق‌هایی بیشتر تکرار شود؛ زیرا معتقدم این نوع اجراها می‌توانند مخاطبان بیشتری را جذب کنند.

نکته جالب این بود که در آن برنامه، به‌جز دو قطعه با مضمون وطن و ایران، سایر آثار از آهنگسازان کلاسیکئ انتخاب شده بودند. با این حال، مردم استقبال کردند و به موسیقی گوش دادند، یکی از قطعات بسیار آرام بود و بخش‌های پیانوی زیادی داشت. از حاضران خواهش کردم صحبت نکنند تا آن قسمت را با سکوت اجرا کنیم. مردم هم ساکت نشستند و به موسیقی گوش دادند و به نظرم تجربه بسیار خوبی بود.

همیشه فکر می‌کنم تا جایی که می‌توانیم باید شادی و نشاط را به جامعه بازگردانیم. یکی از دلایلی که در این شرایط در ایران حضور دارم، همین است. دوست دارم نوازندگان ارکستر در این شرایط سخت، وقتی برای تمرین می‌آیند، چند ساعت در فضایی باشند که بتوانند موسیقی خوبی اجرا کنند و روحیه بهتری پیدا کنند. از طرفی خوشحال می‌شوم وقتی می‌بینم نوازندگان پس از تمرین با حال‌وهوای بهتری از سالن خارج می‌شوند. آن‌ها در این مدت از مشکلات روزمره فاصله می‌گیرند.همین موضوع درباره مخاطبان نیز صدق می‌کند کسی که روز ه به کنسرت می‌آید، بتواند دست‌کم برای یک ساعت به موسیقی جذابی گوش دهد و مشکلاتش را فراموش کرده و یک ساعت از موسیقی لذت ببرد و با حال بهتری سالن را ترک کند.