رابعه زند نوازنده ساز قانون ، این ساز را به عنوان ساز هویت بخش خود می داند و در تلاش است با اجراهایش در خارج از کشور قانون را با صدای اصیلش که همان ایرانی است به جهانیان معرفی کند.
رابعه زند، نوازنده، آهنگساز ، پژوهشگر وطراح ساز موسیقی ایرانی، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران به تشریح مسیر ورود خود به موسیقی، انتخاب ساز قانون، تجربه اجراهای داخلی و خارجی، دغدغههای هویتی در بازسازی و طراحی ساز، آموزش موسیقی کودک، وضعیت موسیقی ایرانی، چالشهای زنان هنرمند و فعالیتهای گروه «ناپیراسو» پرداخت.
رابعه زند در خصوص عامل ورود خود به حوزه موسیقی گفت: ورود من به موسیقی بیشتر از آنکه یک تصمیم باشد، یک اتفاق بود؛ اتفاقی که بر اساس علاقه و در خانوادهای شکل گرفت که به فرهنگ و موسیقی اهمیت میداد. این فضا بر تصمیمگیری و وارد شدن من به حیطه اصلی موسیقی تأثیر گذاشت. مسلماً در سن ۹ سالگی این پدر و مادر هستند که برای فرزندان خط و مسیر تعیین میکنند و برایشان تصمیم میگیرند و بعد این علاقه است که باعث میشود کودک بهصورت جدی به سمت یک هدف واحد سوق پیدا کند.
وی درباره انتخاب ساز قانون بهعنوان ساز هویتبخش خود اظهار کرد: قانون به این دلیل انتخاب من شد که مرا مسحور کرد. سنم خیلی کم بود که اولینبار ساز قانون را دیدم؛ آن زمان اصلاً این ساز چندان وجود نداشت. من در پنجسالگی یکبار قانون را دیدم و همان یکبار کافی بود. چند سال بعد که وارد هنرستان موسیقی شدم و دوباره این ساز مسحورکننده را دیدم، کاملاً به این نتیجه رسیدم که باید نوازنده این ساز شوم. میتوانم بگویم در میان سازهای ایرانی، چه از نظر نوازندگی و چه از نظر هویتی، بیشترین علاقه را نسبت به قانون داشتم.
زند افزود: هنرجوی استاد ملیحه سعیدی بودن، تفاوت جدی در نگاه من ایجاد کرد؛ اینکه قانون را نه به سبک اعراب و نه به سبک عثمانی بنوازیم، بلکه ببینیم اگر موسیقی ایرانی قرار است روی این ساز پیاده شود، به چه شکل خواهد بود. به هر حال در گذشته این ساز بیشتر متعلق به ایران بوده و اگر کتاب فارابی را مستند بدانیم، سندی است بر اینکه این ساز در ایران تکمیل و پردهبندی شده است. همین موضوع مرا بیش از پیش به این سمت سوق داد که بهدنبال صدای ایرانی از ساز قانون باشم.
وی درباره اجرا در خارج از کشور گفت: اجرا در خارج از کشور از ابتدا مدنظر من نبوده است. اجراها بیشتر مرا به سمت پیوند میان برخی موسیقیها سوق داد. زمانی که برای اجرای سولو مینشستم و مخاطب را تماشا میکردم، دوست داشتم چیزی بنوازم که مخاطب هم موسیقی ایرانی خالص را بشنود و هم با نوعی ویرتوزیته جدید از ساز قانون آشنا شود. نمیدانم چقدر در این مسیر موفق بودهام، اما به یاد دارم زمانی که در ایران در بخش آهنگسازی و در شاخه آهنگسازی معاصر کاندید جایزه باربد شدم، نامزد بودم متوجه شدم که نگاه مخاطبان داخلی نیز به من نگاهی معاصر بوده است.
زند در پاسخ به این پرسش که آیا اجرا در خارج از ایران نگاه او به موسیقی ایرانی را تغییر داده یا خیر، گفت: بله، نگاه مخاطبان خارجی بسیار فنیتر و عمیقتر است. ارتباط با مخاطب خارجی، بهویژه زمانی که اجرای سولو دارید، به نظر من بسیار پرطمطراقتر از ایران است. در آن لحظه، دوست دارید تمامیت وجودی خود، تمدن و کشور خود را بههمراه خودتان بهصورت عریان به مخاطب نشان دهید.
وی درباره پروژههای بازسازی ساز اظهار داشت: بازسازی سازهایی مانند چنگ بینالنهرین و بربت ارجان توسط سیفالله شکری انجام شده و من نوازندگی این دو ساز را بر عهده داشتم، اما ساز ناپیراسو را خودم هم بازسازی کردم و هم بازنوازی. این موضوع برای من بیش از آنکه یک پروژه موسیقایی باشد، یک پروژه هویتی است. هویت ملی یک ساز و قدمت نوازندگی در کشورمان برایم اهمیت دارد و زمانی که این سازها وارد ارکستر شدند یا بهصورت سولو نواخته شدند، متوجه شدم که میتوانند جای خالی بسیاری از بخشهای موسیقی را پر کنند.
زند درباره مرز میان بازسازی تاریخی و بازآفرینی معاصر گفت: مرز میان این دو، پیوند آنهاست. زمانی که تاریخ را از گذشته به امروز میآورید، متوجه پیوند عمیقی از گذشته تا امروز میشوید. بهعنوان مثال، در موسیقی ایران از دورهای مانند صفویه به بعد با ممنوعیتهایی مواجه میشویم و یک گسست شکل میگیرد. به نظر من، هنرمند معاصر میتواند این پیوند را بهصورت شهودی برقرار کند و این خلأ را پر کند؛ نه الزاماً بهصورت کاملاً مستند، بلکه بیشتر بهشکل شهودی.
وی در ادامه درباره ورود خود به حوزه طراحی ساز قانون توضیح داد: خلا صدادهی قانون دلیل اصلی ورود من به طراحی این ساز نبود. آنچه احساس میکردم، کمبود سازنده قانون در آن سالها بود. سازهای قانون عمدتاً از سوریه و ترکیه وارد میشدند و لهجه داشتند. زمانی که موسیقی ایرانی با این سازها نواخته میشد، انگار کسی با لهجهای غلیظ، مثلاً آذری، یک تصنیف قدیمی از استاد بنان را میخواند و این برای من آزاردهنده بود.احساس میکردم قانون ایرانی باید لحنی شبیه دیگر سازهای ایرانی داشته باشد؛ همانطور که تار لاکالکل میشود، قانون هم باید لاکالکل شود، نه اینکه به دلایل جغرافیایی یا کوک، پلیاستر باشد. همچنین فواصل کرن و پردهها و واردات بیرویه و بیکیفیت این ساز، همگی مرا به سمت طراحی ساخت قانون سوق داد.
زند درباره مقاومتها در روند ساخت برند «رها» گفت: این موضوع بسیار جنجالبرانگیز بود. زمانی که رها شکل گرفت، طبیعی بود که در ابتدای کار، ساز مشکلات و ایراداتی داشته باشد. اما بهجای آنکه همکاران ایرادات را مطرح کنند یا پیشنهادهایی برای بهبود بدهند، موارد دیگری دیدم. حتی توصیه نخریدن ساز را به هنرجویان می دادند. در حالی که امروز در بازار موسیقی، قانونهایی وجود دارد که استاندارد نیستند، اما همچنان مورد استفاده قرار میگیرند.
وی افزود: البته باید بگویم که شاید خودم هم مقصر بودم، چون ذهنیت ایدهآلیستی داشتم و دارم. با وجود بهینهسازیهایی که هر چند سال یکبار انجام شد، هنوز قانونی که در ذهنم بهعنوان بهترین ساز ممکن در ایران وجود دارد، ساخته نشده است. امیدوارم روزی که از نظر مالی شرایط بهتری داشته باشم، بتوانم آن ساز را طراحی کنم.
زند در پاسخ به این پرسش که آیا امروز میتوان گفت قانون ایرانی به استقلال صوتی رسیده است یا خیر، گفت: باید دید منظور از استقلال صوتی چیست؛ از نظر ساخت یا از نظر جایگاه در ارکستر و موسیقی دستگاهی. از نظر ساخت، همیشه ایدههای بهتری وجود دارد و خود من هم همچنان در ذهنم ایدههایی دارم، اما از نظر جایگاه در ارکستر و موسیقی ایرانی، استقلال قانون کاملاً محرز است و دیگر نیازی به اثبات ندارد؛ امروز در هر ارکستر خوب، حداقل یک ساز قانون وجود دارد.
این نوازنده در بخش دیگری از گفتگوی خود درباره ساز بلز به عنوان ساز شروع کننده آموزش موسیقی برای کودکان اظهار داشت: میتوانم چهار نکته را بهصورت تیتر بگویم که نشان میدهد این ساز برای کودکان مناسب نیست. نخست اینکه فلز بلز صدایی با هرتز بالا ایجاد میکند که آستانه شنوایی کودک را بالا میبرد و بعد از آن، کودک نمیتواند سازهای لطیفتری مانند سهتار را درست بنوازد. دوم اینکه نحوه نوازندگی آن با باگت، حرکت صحیح انگشتان را از بین میبرد و بسیاری از کودکان پس از بلز، در ادامه مسیر نوازندگی دچار مشکل میشوند. سوم اینکه صدای آزاردهنده آن باعث میشود والدین از تمرین کودک فراری شوند. چهارم و مهمتر اینکه کودک با بلز مانند اسباببازی برخورد میکند و حرمت ساز را نمیآموزد.
زند در ادامه گفت: چنگ کودک این چهار مشکل را برطرف میکند؛ ساز لطیفی است، آستانه شنوایی را آزار نمیدهد، ریشهدار و اصیل است، از چوب و سیم ساخته شده و کودک از ابتدا با حرمت ساز آشنا میشود. همچنین از هر ده انگشت استفاده میشود و کودک برای انتخاب سازهای بعدی آمادگی بیشتری دارد. این ساز حتی اگر کودک موسیقی را ادامه ندهد، بهعنوان نمادی ماندگار در زندگی او باقی میماند.
وی درباره وضعیت موسیقی ایرانی اظهار کرد: موسیقی ایرانی امروز هم به ریشهها نیاز دارد و هم به نوآوری. موسیقی، مانند هر هنر دیگری، به خلاقیت نیازمند است. آنچه امروز بیشتر میبینیم، تقلید و تکرار است. بازخوانی ریشهها میتواند در کنار نوآوری قرار بگیرد؛ همانطور که در آلبوم «قانون بیقانون»، شش ترک نخست نگاه معاصر من است و پنج ترک بعدی کاملاً بر اساس ردیف دستگاهی موسیقی ایران شکل گرفته است.
زند در پایان درباره گروه «ناپیراسو» گفت: ناپیراسو یک گروه اجرایی با تمرکز بر سازهای خاص و کمتر شناختهشده است. این گروه یک پروژه فکری محسوب میشود؛ چند قانون با هم نواخته میشود، از چنگهای باستانی استفاده میشود و نگاه بخش زهی مضرابی کاملاً متفاوت است. نوع نتنویسی و همنوازی نیز متفاوت است و در آینده قرار است سازهای کوبهای و کششی خاص و شاید خوانندگان خاص به این گروه اضافه شوند. ناپیراسو از ابتدا با سازهای خاص آغاز شده و مسیر خود را نیز با همین رویکرد ادامه خواهد داد.
گفتگو:مینا آتشی