پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران
https://nay.ir

روایتی از فراری‌ترین موسیقیدان ایران

 درویش‌خان یکی از تاثیرگذارترین موسیقیدان‌های معاصر ایران و البته یکی از فراری‌ترین‌های آنهاست. ظاهرا حداقل دو مرتبه گریخته است؛ یک بار از دست شعاع السلطنه فرزند مظفر الدین شاه و مرتبه دوم از شر فراشان وی. با این حال دست تقدیر این موزیسین آزاده را نجات داد تا بخش مهمی از آثار جاودان موسیقی ایرانی را خلق کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع موسیقی ایران، امروز دوم آذرماه نود و نهمین سالروز درگذشت غلام حسین درویش موسیقیدان برجسته ایران که معروف به درویش خان است. به همین مناسبت جهانشاه صارمی نوازنده پیشکسوت تار و آهنگساز یادداشتی را به سفارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران نوشته است که در ادامه می آید:

 

در سال ۱۲۵۱ شمسى در یکى از خانواده هاى متوسط تهران پسرى زاده شده که نامش را غلامحسین نهادند. حاجى بشیر طالقانى، پدر غلامحسین، که یکى از صاحب منصبان اداره پست بود، اندکى با موسیقى آشنا و سه تار مى نواخت به این جهت وقتى فرزندش ده ساله شد او را به دسته موزیک دار الفنون سپرد. غلامحسین ابتدا به فرا گرفتن طبل کوچک مشغول شد و پس از چندى به نواختن شیپور پرداخت. بهره این ایام براى غلامحسین، آشنا شدن با خط موسیقى(نت) و آموزش وزن هاى مختلف و تربیت گوش موسیقى بود. تکیه کلام حاجى بشیر در هنگام نامیدن دوستان کلمه درویش بود. چنانکه هرگاه مى خواست فرزندش را بنامد می‌گفت: درویش. غلامحسین نمى دانست که این تکیه کلام یدر، روزى معرف او و عنوان خانوادگى اش خواهد گردید. او به عنوان نوازنده طبل در دسته مخصوص عزیز السلطان وارد دربار شد و بر اثر شنیدن نواى ساز استادان موسیقى، مهر خاصى به تار پیدا کرد. از این رو پدرش سه تارى فراهم کرد و درس هاى مقدماتى را شخصاً به او آموخت و پس از مدتى به محضر میرزاعبدالله و آقا حسینقلى راه یافت و به فرا گرفتن تار و سه تار پرداخت. لیکن پس از آشنایى با تار، دریافت که سه تار چنانکه باید از عهده بیان احساساتش بر نمى آید. این بود که جداً به نواختن تار پرداخت و چندى نگذشت که در نواختن این ساز مهارت یافت و  بهترین شاگرد آقاحسینقلى به شمار آمد. در پى ورود به دستگاه شعاع السلطنه، فرزند مظفر الدین شاه و عزیمت به فارس با دختر مستشار نظام، نورسیده خانم، ملقب به بدر السلطنه، در شیراز ازدواج کرد. لیکن روح آزاده او با دستگاه فاسد شعاع السلطنه سنخیتى نداشت تا ناگزیر به تهران گریخت.

ترس از خشم شعاع السلطنه و فرمان او مبنى بر قطع انگشتان درویش خان، وى را ناگزیر به استعانت از مقام هاى بالاتر و دوستان و آشنایان نمود. ابتدا پدر ابو الحسن صبا (کمال السلطنه ) به وساطت پرداخت، لیکن بعدها فراش باشى شعاع السلطنه به کلاس درویش خان در تهران یورش آورد که وى را به شیراز باز گرداند. درویش خان گریخته و به سفارت انگلستان آن هم به مناسبت آشنایى با سرایدار سفارت، پناه برد. هنر درویش خان که این بند را بر پایش افکنده بود، بار دیگر به دادش رسید و نوازندگى او مورد توجه همسر سفیر قرار گرفت و با شفاعت قدرتمندانه اش درویش خان را نجات داد.

او سپس در سلک اخوان صفا در آمد و در کنسرت هایى که آن زمان در انجمن اخوت داده مى شد شرکت کرده و همواره ریاست ارکستر را به عهده داشت.

نخستین پیش درآمد او در دستگاه ماهور بود که مورد توجه همه مردم قرار گرفت و از محبوبیت خاصى برخوردار شد. از او آثار بسیارى شامل پیش درآمدها، تصنیف‌هاا، رنگ‌ها و ضربى هاى دیگر به جا مانده است. آخرین اثر درویش مارشى است به نام جمهورى که اشعار آن از ملک الشعرا بهار است (این مارش فعلاً ناشناخته است). درویش در دو سفرش به انگلستان و روسیه تعداد زیادى صفحه ضبط کرد که صفحات سفر دومش براثر جنگ جهانى اول به ایران نیامد و فقط نمونه هایى از آن به تهران رسید که گویا دو عدد آن در کتابخانه هنرستان موسیقى موجود مى باشد که یکى آواز طاهرزاده و تار درویش خان در مایه دشتى و دیگرى تصنیف کار و عمل در ماهور است که میرزا سید احمدخان خوانده است.

عواید کنسرت هاى بیشمار او همیشه براى موارد عام المنفعه اختصاص داده مى شد. در میان شاگردان خوب ‌آواز على نقى وزیرى، مرتضى نى داود، موسى معروفى، حسین سنجرى، یحیى زرینجه، ابو الحسن صبا، ارسلان درگاهی و سعید هرمزى مى توان نام برد.

درویش از غریزه قوى و درک عمیقى برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی‌هاى موسیقى سنتى از یک طرف و لزوم تحولات جبرى زمانه از طرف دیگر، موسیقى ایران را حیاتى تازه دهد. مهمترین ویژگى، مردمى بودن اوست. درویش با کمک دوستانش موسیقى را به میان توده هاى مردم برد. کنسرت هاى دسته جمعى ترتیب داد. در کلاس خصوصى خود به احوال شاگردان مستمند و با استعداد خود رسیدگى می‌کرد و از هر گونه کمک مادى و معنوى به آنان دریغ نمى ورزید، و جنون فساد حاکم بر دستگاه‌هاى حکومتى آن روز را مى شناخت، با آزادى خواهان آن زمان همکارى کرد و با ساختن آهنگ براى اشعار انقلابى با آزادى خواهان همراه شد.

در زمان او ردیف موسیقى و گوشه هاى آن در هنگام اجرا، بر حسب نیازهاى هنرى آن دوره بسیار طولانى و وسیع بود. مثلاً هنگام نواختن شور، پانزده مرتبه نغمه مى نواختند و این شیوه در آن دوره مورد یسند نوازندگان یر قدرت و باب طبع سلیقه شنوندگان پر حوصله بود. درویش نوعى فرم فشردگى را باب کرد که مطلوب زمان خود شد.

درویش به تقلید از سه تار که داراى سیم چهارم (مشتاق) بود. یک سیم دیگر به تار اضافه کرد. در آن زمان تار، پنج سیم داشت و این سیم ششم در رنگ‌آمیزى و ایجاد کوک هاى مختلف و امکانات دیگر در تارکمک زیادى کرد.

او را مبتکر پیش در آمد مى دانند و در تاریخ موسیقى ایران نام او با این فرم موسیقى همراه است. هیچ هنرمندى نمى تواند بدون نگاه به گذشته، بدعتى نو بگذاارد. درویش در حقیقت با نبوغ طبیعى خود، پرورش دهنده نهال هاى کوچک کاشته شده قبل از خود است که به وسیله اساتید قدیم به عرصه آورده شده بود. پیش درآمدهایى قبل از درویش به نام هاى پیش درآمد محمد صادق خانى در همایون و پیش درآمد جناب میرزا (حسینقلى) در ماهور بوده ولى اینها قطعات کوچکى بوده است که قابلیت استقلال و مطرح شدن به عنوان یک قطعه کامل را نداشته است و گاه از درآمد آواز تجاوز نمى کرده است. درویش پیش درآمد را توسعه داد و آن را در تمام گوشه هاى آواز  پرورانید و آن را قطعه مستقلى ساخت. این کار در موسیقى ایران رواج بسیار یافت و هنوز هم رایج است. غیر از نمونه هاى بسیار معدودى از آهنک سازان دیگر، بیشتر قطعات ساخته شده در این مسیر بعد از او، به پاى آثار او نمى رسد و ساخته هاى درویش در این میان از جایگاهى ممتاز برخور دار است.

به هنگام بروز انقلاب مشروطیت و رواج تصنیف هاى عارف، درویش متوجه اهمیت بخشیدن به این فرم موسیقى گردید. آن را گسترش داد و در معاشرت با سخن‌سرایان آزاده اى چون ملک الشعر ابهار، اعتبار تازه به آن بخشید.

خصوصیات اخلاقى درویش باعث شده بود تا سخت‌پسندى چون عارف قزوینى در جاى جاى دیوانش و زمره خاطراتش، از او یاد کند.

نشان هاى علمى وزارت فرهنگ که به خاطر فعالیت‌ها و کنسرت هاى عام المنفعه و بشر دوستانه درویش به او اعطا شد، همچنین نشان دولت فرانسه که توسط و به خواست وزیر مختار آن دولت به درویش تقدیم شد، کوچک تر از آن بود که غبارى از کبر و منّیت بر دامن این وارسته روزگار  بنشاند. او بنابر علاقه اى که در حفظ آثار موسیقایی ایران داشت، در اواخر عمر حتى خانه مسکونى اش را فروخت تا براى مخارج ضبط صفحه گرامافون مشکلى پیش نیاید.

اگرچه مهمترین خصوصیت هنرى درویش حفظ اصالت است، اما جایگاه او را مى توان به عنوان استاد و نوازنده بسیار چیره دست، پراحساس، مبتکر، خلاق و آزاده ارزیابى کرد.