به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران، بخشی از تاریخ موسیقی معاصر ایران در کلاسهایی شکل گرفته است که دانشآموزان در آنها، در کنار درسهای تخصصی، نتخوانی، سلفژ، ساز، هارمونی، ارکستر و دیگر مباحث موسیقی را آموختهاند و برخی از همین هنرجویان بعدها به چهرههایی اثرگذار در موسیقی ایران و جهان تبدیل شدهاند.
هنرستانهای موسیقی طی دهههای گذشته تنها محل آموزش یک ساز نبودهاند؛ این مراکز در دورههای مختلف، محل تلاقی آموزش علمی، تجربه استادان صاحبنام و کشف استعدادهایی بودهاند که بعدها در مقام نوازنده، آهنگساز، رهبر ارکستر، مدرس و پژوهشگر فعالیت کردهاند.
از مدرسه موزیک تا هنرستان
ریشههای آموزش رسمی موسیقی در ایران را باید در دوره قاجار جستوجو کرد؛ زمانی که آموزش موسیقی نظامی و سازهای غربی وارد ساختارهای رسمی آموزشی شد.
در سال ۱۲۴۸ خورشیدی، مدرسه موزیک با حضور آلفرد ژان باتیست لومر، موسیقیدان فرانسوی، شکل گرفت. این مجموعه در ابتدا برای آموزش موسیقی نظامی و تربیت نوازندگان مورد نیاز ارتش ایجاد شده بود، اما به تدریج مباحث نظری و شیوههای جدید آموزش موسیقی نیز در آن جای گرفت.
این روند در دورههای بعد ادامه پیدا کرد و آموزش موسیقی به تدریج از شکل سنتی استاد ـ شاگردی فاصله گرفت و وارد ساختاری شامل کلاس، برنامه آموزشی، آزمون و دوره تحصیلی شد.
وزیری و شکلگیری آموزش نوین
در دوره معاصر، علینقی وزیری یکی از مهمترین چهرههای مؤثر در نظاممند شدن آموزش موسیقی بود. او در اسفند ۱۳۰۲ مدرسه عالی موسیقی را در تهران راهاندازی کرد و آموزش ساز، آواز، هارمونی، پیانو، ارکستر و مباحث نظری را در کنار یکدیگر دنبال کرد.
در این جریان آموزشی، چهرههایی چون روحالله خالقی، ابوالحسن صبا، حشمت سنجری، موسی معروفی، حسین گلگلاب و جواد معروفی نیز پرورش یافتند یا با این جریان آموزشی ارتباط پیدا کردند.
در ادامه، بحث درباره جایگاه موسیقی ایرانی در نظام آموزش رسمی جدیتر شد و در سال ۱۳۲۷ طرح اختصاص هنرستان عالی موسیقی به آموزش موسیقی کلاسیک غربی و ایجاد مرکزی مستقل برای آموزش موسیقی ایرانی به تصویب رسید.
خالقی و تولد هنرستان موسیقی ملی
در این میان، روحالله خالقی نقش مهمی در شکلگیری هنرستان موسیقی ملی ایفا کرد. او که خود از شاگردان علینقی وزیری بود، معتقد بود موسیقی ایرانی باید در قالب یک نظام آموزشی منسجم و علمی آموزش داده شود.
در سال ۱۳۲۸ اساسنامه هنرستان موسیقی ملی تدوین شد و نخستین کلاسهای آن در مهرماه همان سال در ساختمان انجمن موسیقی ملی افتتاح شد. در آغاز فعالیت، ۲۷ هنرجو شامل ۱۹ پسر و هشت دختر وارد هنرستان شدند.
هدف این هنرستان، آموزش و حفظ ویژگیهای موسیقی ملی ایران و پیشرفت آن بر پایه اصول علمی بود؛ اتفاقی که آموزش موسیقی ایرانی را وارد مرحلهای تازه کرد.
صبا، تهرانی و جمعی از بزرگترین استادان
اهمیت هنرستان موسیقی ملی تنها به ساختار آموزشی آن محدود نبود؛ حضور استادان برجسته، یکی از مهمترین ویژگیهای این مرکز بود.
موسی معروفی و نصرالله زرینپنجه در آموزش تار و سهتار، ابوالحسن صبا و محمود ذوالفنون در ویولن، جواد معروفی در پیانو و مباحث نظری و حسین تهرانی در آموزش تنبک فعالیت داشتند.
در سالهای بعد نیز نامهایی چون غلامحسین بنان، مهدی مفتاح، حسین دهلوی، فرامرز پایور، علیاکبر شهنازی و هوشنگ ظریف با جریان آموزشی هنرستان پیوند خورد.
این ترکیب باعث شد هنرجویان تنها یک ساز نیاموزند، بلکه با شیوههای مختلف موسیقی، تجربه استادان و کار گروهی نیز آشنا شوند.
دهلوی و نسلی که به صحنه رسید
یکی از دورههای مهم تاریخ هنرستان موسیقی ملی، سالهای مدیریت حسین دهلوی از ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ بود. در این دوره، توجه بیشتری به نظم آموزشی، گزینش هنرجویان، اجرای گروهی و فعالیتهای ارکسترال شد.
در میان هنرجویان این دوره نامهایی چون علی رهبری، شهداد و اردشیر روحانی، کامبیز روشنروان، اسماعیل تهرانی، اسماعیل واثقی، داریوش طلایی، سوسن اصلانی، ملیحه سعیدی و مینا افتاده دیده میشود.
این نسل بعدها مسیرهای متفاوتی را در موسیقی دنبال کرد؛ از موسیقی دستگاهی و نوازندگی سازهای ایرانی تا آهنگسازی، پیانو، رهبری ارکستر و فعالیتهای بینالمللی.
از هنرستان تا صحنههای بزرگ
حسین علیزاده نیز از جمله چهرههایی است که مسیر آموزشی خود را در هنرستان آغاز کرد و بعدها به یکی از چهرههای شناختهشده موسیقی معاصر ایران در حوزه آهنگسازی و نوازندگی تبدیل شد.
داریوش طلایی نیز پس از سالهای هنرستان، مسیر خود را در نوازندگی تار و سهتار، آموزش و پژوهش موسیقی دستگاهی ادامه داد.
اردشیر روحانی پس از تحصیل در هنرستان و بهرهگیری از استادانی چون جواد معروفی و حسین دهلوی، برای ادامه تحصیل به کنسرواتوار وین رفت. علی رهبری نیز بعدها در عرصه رهبری ارکستر در سطح بینالمللی فعالیت کرد و شهداد روحانی مسیر خود را در آهنگسازی و رهبری ارکستر ادامه داد.
در این میان، نامهای دیگری چون کامبیز روشنروان و اسماعیل تهرانی نیز نشاندهنده تنوع مسیرهای حرفهای هنرجویان هنرستان هستند.
هنرستان؛ فراتر از آموزش یک ساز
هنرستان موسیقی را نمیتوان صرفاً آموزشگاهی برای یادگیری ساز دانست. هنرجو در کنار ساز تخصصی، با مباحث نظری، سلفژ، گروهنوازی، ارکستر و در دورههایی با هارمونی و آهنگسازی نیز آشنا میشد.
همین ساختار سبب شد هنرستان در کنار آموزش، نقش مهمی در کشف و پرورش استعدادهای جوان داشته باشد. بسیاری از هنرجویان بعدها خود به استاد تبدیل شدند و چرخه انتقال دانش و تجربه به نسل بعد ادامه پیدا کرد.
پس از انقلاب؛ ادامه یک مسیر
پس از انقلاب اسلامی، ساختار هنرستانهای موسیقی نیز دستخوش تغییر شد. هنرستان عالی موسیقی و هنرستان موسیقی ملی تا پایان سال ۱۳۵۷ به فعالیت خود ادامه دادند و در سالهای بعد، نظام جدید هنرستانهای موسیقی در قالب هنرستانهای دختران و پسران شکل گرفت.
با وجود تغییر ساختارها، اصل آموزش تخصصی موسیقی از سنین نوجوانی ادامه یافت و نسلهای تازه همچنان از طریق هنرستانها وارد مسیر حرفهای موسیقی شدند.
اول مهر؛ آغاز دوباره یک زنجیره قدیمی
تاریخ هنرستان موسیقی در ایران را میتوان تاریخ یک زنجیره دانست؛ زنجیرهای از استاد و هنرجو که بیش از یک قرن ادامه پیدا کرده است.
از مدرسه موزیک و علینقی وزیری تا روحالله خالقی و هنرستان موسیقی ملی، از صبا و تهرانی و دهلوی تا هنرجویانی که بعدها در ارکسترها، دانشگاهها، استودیوها و صحنههای بینالمللی فعالیت کردند، بخش مهمی از تاریخ موسیقی ایران در همین کلاسهای درس شکل گرفته است.
اکنون که با فرارسیدن اول مهر، هنرستانهای موسیقی نیز میزبان نسل تازهای از هنرجویان میشوند، شاید در میان همین دانشآموزانی که امروز سازهایشان را کوک میکنند، چهرههایی حضور داشته باشند که سالها بعد نامشان در تاریخ موسیقی ایران ثبت شود؛ همانگونه که بسیاری از نامهای ماندگار موسیقی ایران، روزی از یک کلاس درس و یک هنرستان آغاز کردند.
منابع: سایت هارمونی ، سایت ایران موزیکولوژی
مینا آتشی