پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران
https://nay.ir

از نغمه‌های دفاع مقدس تا موسیقی جنگ‌های اخیر؛ روایت موسیقی ایران در روزهای جنگ

موسیقی می تواند یکی از سریع‌ترین شکل‌های واکنش هنری به جنگ باشد؛ زیرا این قابلیت را دارد که در کوتاه‌ترین زمان، احساسات جمعی را ثبت و به مخاطبان منتقل کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد. در بسیاری از دوره‌های تاریخی، هنر نیز هم‌زمان با تحولات سیاسی و اجتماعی، زبان خود را برای روایت جنگ، سوگ، مقاومت، امید و دلبستگی به سرزمین پیدا کرده است. موسیقی در این میان، شاید یکی از سریع‌ترین شکل‌های واکنش هنری به جنگ باشد؛ زیرا می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، احساسات جمعی را ثبت و به مخاطبان منتقل کند.

در ایران نیز موسیقی در سال‌های دفاع مقدس، در کنار رزمندگان و مردم، یکی از مهم‌ترین ابزارهای ثبت و بازتاب تجربه جنگ بود؛ از تصنیف و سرودهای حماسی گرفته تا موسیقی دستگاهی، آثار ارکسترال، موسیقی فیلم و نوحه‌هایی که در جبهه‌ها خوانده می‌شد و بعدها بخشی از حافظه جمعی ایرانیان شد.

هشت سال جنگ ایران و عراق، که تنها دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد، در شرایطی شکل گرفت که فضای موسیقی ایران هنوز به‌شدت تحت تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی انقلاب بود. بسیاری از آهنگسازان و خوانندگان، متناسب با شرایط جدید، به خلق آثاری با مضامین حماسه، سوگ، شهادت، وطن و پایداری پرداختند.

در این میان، نام‌هایی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، شهرام ناظری، محمدرضا شجریان، مجید انتظامی، کامبیز روشن‌روان، شاهین فرهت، صادق آهنگران و غلام کویتی‌پور در شکل‌گیری جریان‌های مختلف موسیقی جنگ و دفاع مقدس برجسته است.

 

لطفی و ناظری؛ از موسیقی دستگاهی تا روایت جنگ

 

محمدرضا لطفی از جمله آهنگسازانی بود که در سال‌های جنگ، واکنش خود را به رویدادهای اجتماعی از طریق موسیقی بیان کرد. همکاری او با شهرام ناظری به شکل‌گیری شماری از آثار ماندگار آن دوره انجامید؛ آثاری همچون «ای برادر»، «کجایید ای شهیدان خدایی» و «کاروان شهید».

لطفی در روایت‌هایی که از آن سال‌ها ارائه کرده بود، ساخت موسیقی در شرایط جنگ را نوعی واکنش اجتماعی یک موزیسین می‌دانست. او درباره برخی آثارش توضیح داده بود که تلاش کرده است واکنش خود را به رویدادهای جنگ، نه از مسیر حضور نظامی، بلکه از طریق موسیقی بیان کند.

یکی از مهم‌ترین همکاری‌های لطفی و ناظری، «کاروان شهید» بود؛ اثری در دستگاه همایون و مایه شوشتری که شعر آن از محمد ذکایی بود و در سال‌های نخست جنگ شکل گرفت. این قطعه بعدها به یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار موسیقی مرتبط با جنگ ایران و عراق تبدیل شد.

لطفی همچنین پس از آزادی خرمشهر، تصنیف «ظفر» را در دستگاه چهارگاه ساخت. «شهید» نیز از دیگر آثاری بود که در فضای سوگ و شهادت شکل گرفت. در کنار این آثار، همکاری لطفی و محمدرضا شجریان نیز به خلق آثاری با مضمون جنگ، شهادت و سوگ انجامید.

در این دوره، موسیقی دستگاهی تنها به دنبال خلق قطعات حماسی نبود؛ گاه تلاش می‌کرد فضای عاطفی و انسانی جنگ را نیز به تصویر بکشد. همین ویژگی باعث شد بخشی از آثار آن دوره، حتی خارج از فضای رسمی جنگ، در حافظه موسیقایی جامعه باقی بمانند.

 

«نینوا»؛ روایت حسین علیزاده از جنگ

 

«نینوا» از مشهورترین آثار حسین علیزاده در سال‌های پس از انقلاب و هم‌زمان با جنگ است؛ اثری بی‌کلام که اگرچه علیزاده تأکید کرده بود آن را به‌طور مستقیم برای جنگ و به سفارش نهادی خاص نساخته، اما شکل‌گیری آن با فضای اجتماعی و جنگی آن سال‌ها پیوند داشت.

علیزاده در روایت خود از شکل‌گیری «نینوا» گفته است که نمی‌توانسته موسیقی سفارشی برای جنگ بسازد و اعتقاد داشته اثر باید از تجربه و احساس شخصی او نسبت به رویدادهای پیرامونش شکل بگیرد.

از این منظر، «نینوا» نمونه‌ای متفاوت از موسیقی مرتبط با جنگ است؛ اثری که به جای روایت مستقیم یک حادثه یا استفاده از شعارهای حماسی، فضای عاطفی و انسانی دوران جنگ را در زبان موسیقی بازتاب می‌دهد.

 

موسیقی ارکسترال؛ از خرمشهر تا سمفونی‌های جنگ

 

موسیقی ارکسترال در سال‌های جنگ نسبت به سرود، تصنیف و نوحه سهم کمتری در تولیدات موسیقایی داشت، اما پس از پایان جنگ، آهنگسازان به‌طور جدی‌تری به سراغ آثار سمفونیک با موضوع دفاع مقدس رفتند.

مجید انتظامی یکی از مهم‌ترین چهره‌های این عرصه است. «خرمشهر» و سپس مجموعه‌ای از موسیقی‌های فیلم و آثار ارکسترال او، بخشی از تصویر موسیقایی جنگ در ایران را شکل دادند.

در سال‌های پس از جنگ، کامبیز روشن‌روان با ساخت «سمفونی فلک‌الافلاک» یکی از نمونه‌های مهم موسیقی سمفونیک مرتبط با دفاع مقدس را ارائه کرد. این اثر با الهام از موسیقی لرستان ساخته شد و در یکی از موومان‌های آن از ملودی شناخته‌شده «دایه دایه وقت جنگه» استفاده شد.

نکته مهم این است که «دایه دایه وقت جنگه» خود ترانه‌ای قدیمی‌تر از جنگ ایران و عراق است و در سال‌های جنگ مورد استفاده قرار گرفت. این نمونه نشان می‌دهد که موسیقی جنگ الزاماً به معنای ساخت قطعه‌ای کاملاً جدید نیست؛ گاهی یک ملودی قدیمی در شرایط تاریخی تازه، معنایی متفاوت پیدا می‌کند.

از دیگر آثار سمفونیک مرتبط با دفاع مقدس می‌توان به «سمفونی خرمشهر»، «ایثار»، «صلح» و «این فصل را با من بخوان» از مجید انتظامی و «سمفونی ایثار» و «شهید» از شاهین فرهت اشاره کرد.

 

«شهید» فرهت؛ زندگی، آرزو و شهادت

 

شاهین فرهت در «سمفونی شهید» تلاش کرد مفهوم شهادت را نه فقط به‌عنوان یک واقعه جنگی، بلکه به‌عنوان پایان زندگی جوانانی که آرزوها و آینده‌ای پیش رو داشتند، روایت کند.

فرهت برای بیان این مفهوم از فرم سونات بهره گرفت؛ فرمی که در نگاه او می‌توانست استعاره‌ای از آغاز زندگی، شکل‌گیری آرزوها و تلاش برای رسیدن به آنها باشد و در نهایت، با قطع ناگهانی زندگی، معنای دیگری پیدا کند.

به این ترتیب، بخشی از موسیقی سمفونیک پس از جنگ، از بازنمایی مستقیم میدان نبرد فاصله گرفت و به سمت بازخوانی مفاهیمی چون فقدان، شهادت، خاطره و صلح حرکت کرد.

 

«سرداران» و «اروند رود»؛ جنگ در قالب موسیقی سمفونیک

 

محمدسعید شریفیان نیز در سال‌های پس از جنگ، دو اثر «سرداران» و «اروند رود» را در حوزه موسیقی سمفونیک خلق کرد.

«سرداران» با محوریت یاد یک سرباز گمنام و «اروند رود» با الهام از رود اروند، بخشی از تلاش آهنگسازان برای تبدیل خاطره جنگ به زبان موسیقی ارکسترال بودند.

در این آثار، جنگ دیگر یک رویداد روزمره نیست؛ بلکه به خاطره‌ای تاریخی تبدیل شده که آهنگساز تلاش می‌کند آن را با زبان موسیقی کلاسیک و ارکسترال بازخوانی کند.

 

مجید انتظامی؛ آهنگسازی که جنگ را به سینما برد

 

اگرچه موسیقی دفاع مقدس محدود به آثار مستقیم درباره جبهه و جنگ نبود، موسیقی فیلم نیز نقش مهمی در ماندگار شدن تصویر جنگ در ذهن مخاطبان ایرانی داشت.

مجید انتظامی یکی از برجسته‌ترین آهنگسازان این حوزه است. موسیقی فیلم‌هایی مانند «از کرخه تا راین»، «بوی پیراهن یوسف»، «آژانس شیشه‌ای»، «آخرین پرواز»، «پوتین»، «گذرگاه»، «دوئل» و «حمله به اچ۳» باعث شد موسیقی جنگ از فضای سرود و نوحه فراتر رود و به بخشی از زبان سینمای ایران تبدیل شود.

انتظامی بعدها در قالب پروژه‌هایی همچون «این فصل را با من بخوان»، بخشی از این موسیقی‌ها را در قالبی تازه کنار یکدیگر قرار داد و به نوعی مروری موسیقایی بر چند دهه روایت جنگ در سینمای ایران ارائه کرد.

در کنار او، آهنگسازانی چون فریدون شهبازیان و محمدرضا علیقلی نیز در شکل‌گیری موسیقی فیلم‌های مرتبط با جنگ نقش داشتند.

 

حوزه هنری و شکل‌گیری جریان تازه موسیقی جنگ

 

راه‌اندازی مرکز موسیقی حوزه هنری در سال ۱۳۶۰، هم‌زمان با سال‌های نخست جنگ، باعث شد تولید و انتشار آثار موسیقایی با مضامین انقلابی، مذهبی و جنگی وارد مرحله تازه‌ای شود.

در این میان، مجموعه‌هایی مانند «نی‌نوا» و آثار حسام‌الدین سراج در پیوند با فضای جبهه و جنگ منتشر شدند. «شهر خون» و «همپای جلودار» نیز از جمله آثاری بودند که در همین فضا شکل گرفتند.

«همپای جلودار» به دلیل ترکیب دکلمه و آواز و همچنین تولید نماهنگ تلویزیونی، نمونه‌ای از پیوند موسیقی، شعر و تصویر در سال‌های جنگ بود.

 

سرودهای مردمی؛ موسیقی‌ای برای همه

 

در کنار موسیقی دستگاهی و ارکسترال، سرودهای مردمی جایگاه ویژه‌ای در سال‌های جنگ پیدا کردند. آثاری مانند «این پیروزی خجسته باد» با صدای محمد گلریز، نمونه‌ای از این جریان بودند.

این آثار گاه توسط یک خواننده و گاه با همراهی گروه کر اجرا می‌شدند و به دلیل ساختار ساده‌تر و قابلیت تکرار، امکان انتشار گسترده‌تری در رادیو و تلویزیون داشتند.

در همین سال‌ها، موسیقی نواحی نیز نقشی مهم ایفا کرد. استفاده از ملودی‌ها و گویش‌های محلی مناطق مختلف ایران، به آثار جنگی رنگی بومی داد و امکان بازتاب احساسات مناطق مختلف کشور را فراهم کرد.

 

آهنگران و کویتی‌پور؛ صدای جبهه

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های موسیقی جنگ ایران، پیوند آن با نوحه بود. در ماه‌های نخست جنگ، نوحه‌خوانی در جبهه‌ها به تدریج کارکردی فراتر از مراسم مذهبی پیدا کرد و به یکی از شیوه‌های بیان احساسات جمعی رزمندگان تبدیل شد.

صادق آهنگران از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های این جریان بود. نوحه‌هایی مانند «ای شهیدان به خون غلتان خوزستان درود»، «ای لشکر صاحب‌زمان» و «با نوای کاروان» با فضای جبهه‌ها پیوند خوردند.

غلام کویتی‌پور نیز با استفاده از نغمه‌های محلی جنوب، به‌ویژه موسیقی بوشهر، مسیر مشابهی را دنبال کرد. «ممد نبودی ببینی» که پس از آزادی خرمشهر رواج گسترده‌ای یافت، نمونه‌ای شاخص از پیوند نوحه، موسیقی محلی و روایت یک فقدان واقعی است.

این قطعه ابتدا توسط حسین فخری، همرزم محمد جهان‌آرا، در مزار او اجرا شد و بعدها با اجرای غلام کویتی‌پور شهرت گسترده‌تری پیدا کرد.

در کنار آهنگران و کویتی‌پور، حسین فخری و دیگر مداحان نیز در شکل‌گیری این جریان نقش داشتند.

آهنگران بیشتر از ملودی‌های دزفولی، شوشتر، بختیاری و دیگر مناطق جنوب استفاده می‌کرد و کویتی‌پور بیش از همه به نغمه‌های بوشهری تکیه داشت. به این ترتیب، موسیقی جبهه بخشی از ظرفیت موسیقی نواحی ایران را نیز وارد فضای جنگ کرد.

 

رسانه ملی و تثبیت موسیقی جنگ

 

رادیو و تلویزیون در سال‌های جنگ نقش مهمی در انتشار این آثار داشتند. نوحه‌هایی که در جبهه‌ها خوانده می‌شد، سرودهای حماسی و آثار آهنگسازان و خوانندگان حرفه‌ای از طریق رسانه ملی به گوش میلیون‌ها نفر می‌رسید.

این مجموعه نشان می‌دهد که موسیقی جنگ در ایران هیچ‌گاه به یک ژانر واحد محدود نبوده است؛ بلکه مجموعه‌ای از موسیقی دستگاهی، پاپ، سرود، موسیقی نواحی، نوحه، موسیقی فیلم و موسیقی سمفونیک را دربرمی‌گرفته است.

 

از دفاع مقدس تا جنگ‌ ۱۲ روزه و رمضان؛ موسیقی چگونه تغییر کرد؟

 

اگر موسیقی سال‌های دفاع مقدس را با آثار تولیدشده در دو درگیری نظامی اخیر ایران مقایسه کنیم، یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها در شیوه تولید و انتشار آثار دیده می‌شود.

در دهه ۱۳۶۰، رادیو و تلویزیون و نهادهای فرهنگی نقش اصلی را در تولید و انتشار آثار داشتند. اما در دهه ۱۴۰۰، شبکه‌های اجتماعی و صفحات شخصی هنرمندان نیز به رسانه‌ای مستقل برای انتشار موسیقی تبدیل شده‌اند.

این تغییر باعث شده فاصله میان وقوع یک رویداد و واکنش موسیقایی به آن بسیار کوتاه‌تر شود.

 

موسیقی در جنگ دوازده‌روزه

 

در تجربه جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز شاهد آغاز اولیه اجراهای میدانی در سراسر کشور بودیم و همزمان با تحولات ناشی از جنگ رمضان، بخش مهمی از فعالیت‌های حوزه موسیقی در قالب اجراهای میدانی، آیین‌های فرهنگی و برنامه‌های مناسبتی سازماندهی شد. هدف اصلی این برنامه‌ها نیز ایجاد همدلی، تقویت روحیه عمومی و استفاده از ظرفیت هنر موسیقی برای همراهی با فضای اجتماعی کشور بود.

 

در پی درگیری نظامی ایران و اسرائیل و آمریکا در تابستان ۱۴۰۴، تعدادی از خوانندگان ایرانی در فاصله کوتاهی آثاری با مضمون وطن، جنگ، سوگ و همدردی با مردم منتشر کردند.

یکی از این آثار، «برای تو بمیرم ای ایرانم» با صدای سالار عقیلی بود که در اول تیر ۱۴۰۴ منتشر شد. عقیلی این قطعه و نماهنگ آن را به مردم ایران تقدیم کرد.

«جهان ستم» با صدای همایون شجریان نیز در همان روزهای جنگ منتشر شد. این اثر را نمی‌توان صرفاً در قالب یک سرود جنگی کلاسیک دسته‌بندی کرد؛ مضمون آن بیشتر بر رنج انسان و پیامدهای جنگ تمرکز داشت. از این نظر، این قطعه نمونه‌ای از تغییر لحن موسیقی واکنشی معاصر است؛ موسیقی‌ای که می‌تواند هم‌زمان با یک رویداد جنگی، زبانی اجتماعی و انسانی داشته باشد.

در همین دوره، «علاج» با صدای محسن چاوشی نیز منتشر شد؛ اثری با شعر کاظم بهمنی و آهنگسازی و تنظیم محسن چاوشی که در تیر ۱۴۰۴ و در فضای پس از جنگ دوازده‌روزه منتشر شد.

در این ایام آثاری از محمد معتمدی، علیرضا طلیسچی و دیگر خوانندگان در واکنش به شرایط جنگی منتشر شد که این آثار نشان می‌دهند که واکنش موسیقایی به جنگ در سال ۱۴۰۴ تنها به تولیدات رسمی محدود نبود و بخشی از آن مستقیماً از سوی هنرمندان و از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

 

موسیقی در جنگ رمضان؛ از «حسبی‌الله» تا «روئین‌تن»

 

در جنگ رمضان نیز موج دیگری از آثار موسیقایی با مضامین وطن، جنگ، سوگ و مقاومت شکل گرفت.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حوزه موسیقی در جریان جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن جنگ رمضان، افزایش چشمگیر تولید آثار با مضامین ملی، میهنی و حماسی بود. برخلاف بسیاری از بحران‌های گذشته که واکنش جامعه موسیقی عمدتاً به انتشار بیانیه یا پیام‌های همدردی محدود می‌شد، در این دوره بخش قابل توجهی از هنرمندان با خلق و انتشار آثار تازه، حضور خود را در عرصه فرهنگ و هنر نشان دادند. این تولیدات علاوه بر انتشار در رسانه‌های رسمی، در بسترهای دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های موسیقی نیز منتشر شدند و توانستند مخاطبان گسترده‌ای را جذب کنند.

 

در طول این ایام، بیش از چهل قطعه موسیقایی جدید با موضوع جنگ ، دفاع از ایران، شهدای میناب و شهادت رهبر انقلاب تولید و منتشر شد. این حجم از تولید در مدت زمانی محدود، بیانگر شکل‌گیری یک جریان فعال در حوزه موسیقی کشور است؛ جریانی که با مشارکت هنرمندان مستقل، نهادهای فرهنگی، رسانه ملی، مرکز موسیقی مأوا، سازمان هنری رسانه‌ای اوج، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل گرفت و به یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فعالیت فرهنگی در این دوره تبدیل شد.

 

بررسی آثار تولیدشده نشان می‌دهد که بخش عمده این تولیدات را می‌توان به چند محور اصلی دسته‌بندی کرد؛ نخست، آثاری که با محوریت دفاع از ایران، تمامیت ارضی و تقویت روحیه ملی ساخته شدند؛ دوم، قطعاتی که به یاد شهدای جنگ رمضان، به‌ویژه دانش‌آموزان مدرسه «شجره طیبه» میناب تولید شدند؛ سوم، آثاری که در واکنش به شهادت رهبر انقلاب شکل گرفتند و در نهایت، موسیقی‌های بی‌کلام و مارش‌های ارکسترال که برای مراسم رسمی، آیین‌های بزرگداشت و تولیدات تصویری مورد استفاده قرار گرفتند.

دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن موسیقی ایران نیز یکی از فعال ترین و پویاترین بخش های فرهنگی هنری این اتفاق بودند. انتشار آلبوم «فرشتگان میناب»، تولیدات مختلف توسط خواننده هوش مصنوعی آوین، انتشار نماهنگ های مختلف با موضوع جنگ و دفاع از میهن توسط خوانندگان پاپ متشکل از هاتف، زانکو، علی رها و… نشان از اهمیت این ارگان به این اتفاق بود.

 

یکی از آثار شاخص این دوره، «حسبی‌الله» با صدای محسن چاوشی بود. این قطعه در اسفند ۱۴۰۴ منتشر شد و چاوشی در توضیحی درباره آن، گفت که در شرایط جنگی تنها کاری که می‌تواند انجام دهد خواندن است و قطعه را برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردم دفاع می‌کنند خوانده است.

«روئین‌تن» با صدای محمد معتمدی نیز یکی دیگر از آثار این دوره است. آهنگسازی این اثر را امیرحسین سمیعی، تنظیم آن را آرمان مهربان و شعر آن را میلاد عرفان‌پور بر عهده داشته‌اند.

رضا صادقی از فعال‌ترین خوانندگان این دوره بود. او در فاصله زمانی جنگ رمضان تا چهلم شهدای میناب، سه اثر مستقل با نام‌های «خدا، مادر، وطن»، «موهای خاکی» و «گل میناب» منتشر کرد. این خواننده علاوه بر فعالیت هنری، در فضای مجازی نیز بارها نسبت به حملات صورت‌گرفته واکنش نشان داد و بر ضرورت حفظ همبستگی ملی، بازسازی مناطق آسیب‌دیده و حمایت از مردم تأکید کرد.

 

در حوزه موسیقی پاپ، خوانندگانی مانند میثم ابراهیمی، محسن ابراهیم‌زاده، گرشا رضایی، علی لهراسبی، حامد همایون، سهربا پاکزاد، فریدون آسرایی، حسین حقیقی و دیگر هنرمندان نیز آثار تازه‌ای با مضامین ملی و میهنی منتشر کردند. وجه مشترک این تولیدات، تأکید بر وحدت ملی، امید، مقاومت و همدلی اجتماعی بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد موسیقی پاپ نیز در این دوره علاوه بر کارکرد سرگرمی، نقش فرهنگی و اجتماعی پررنگ‌تری را ایفا کرد.

در بخش موسیقی ارکسترال و بی‌کلام نیز تولید آثاری همچون «مارش دلیران» اثر حبیب خزایی‌فر، سه مارش نظامی ساخته کارن همایونفر، «اقتدار ایران» اثر ژانو باغومیان و «تو زنده‌ای» ساخته احسان یاسین و احسان سعیدی، بیانگر نقش موسیقی بی‌کلام در آیین‌های رسمی، مراسم بزرگداشت و تولیدات تصویری این دوره بود. این آثار علاوه بر استفاده در برنامه‌های رسمی، در تولید نماهنگ‌ها و مستندهای مرتبط با جنگ رمضان نیز به کار گرفته شدند.

 

تنوع سبک‌ها، مضامین و شیوه‌های انتشار این آثار نشان می‌دهد که واکنش جامعه موسیقی به جنگ رمضان محدود به یک ژانر یا یک گروه خاص از هنرمندان نبود بلکه بخش‌های مختلف موسیقی کشور، از موسیقی دستگاهی و نواحی تا پاپ، ارکسترال و تلفیقی، هر یک متناسب با ظرفیت خود در این جریان فرهنگی مشارکت داشتند.

 

در همین دوره، آثار دیگری نیز با مضامین ملی و جنگی تولید شد؛ از جمله «تنگه هرمز» و قطعات دیگری که از سوی نهادهای فرهنگی و هنرمندان منتشر شدند.

در این دوره نیز مرز میان «موسیقی جنگ» و «موسیقی واکنشی به جنگ» چندان روشن نیست. برخی آثار مستقیماً درباره میدان نبرد یا نیروهای نظامی ساخته شده‌اند، در حالی که برخی دیگر درباره وطن، سوگ، کودکان، خانواده‌ها یا تجربه عمومی جامعه در شرایط جنگی هستند.

این تفاوت، برای مطالعه موسیقی جنگ معاصر اهمیت دارد؛ زیرا برخلاف بخشی از تولیدات دهه ۱۳۶۰، همه آثار امروز را نمی‌توان در قالب «سرود جنگی» طبقه‌بندی کرد.

 

تفاوت موسیقی جنگ امروز با دهه ۱۳۶۰

 

مقایسه این آثار با موسیقی دوران دفاع مقدس نشان می‌دهد که اگرچه مضمون‌هایی مانند وطن، سوگ، مقاومت، شهادت و امید همچنان در موسیقی جنگ حضور دارند، شیوه تولید و انتشار آنها تغییر کرده است.

در دهه ۱۳۶۰، موسیقی جنگ عمدتاً در چند قالب مشخص ــ سرود، نوحه، موسیقی دستگاهی، موسیقی فیلم و آثار ارکسترال ــ شکل می‌گرفت و رادیو و تلویزیون نقش اصلی را در انتشار آن داشتند.

در مقابل، در جنگ‌های اخیر، تک‌آهنگ‌های پاپ، نماهنگ‌های کوتاه و تولیدات مناسبتی سهم بیشتری پیدا کرده‌اند و شبکه‌های اجتماعی به یکی از اصلی‌ترین مسیرهای انتشار تبدیل شده‌اند.

تفاوت دیگر، سرعت واکنش است. در دهه ۱۳۶۰ تولید و انتشار یک اثر موسیقایی معمولاً به فرایندهای تولید و پخش رسانه‌ای وابسته بود. امروز یک هنرمند می‌تواند در فاصله کوتاهی پس از وقوع یک حادثه، قطعه‌ای را تولید و مستقیماً در اختیار مخاطب قرار دهد.

با این حال، یک پیوند تاریخی میان این دو دوره شنیداری نسل‌های جنگ بدانیم، آثار تولیدشده در دو درگیری اخیر را می‌توان شکل تازه‌ای از ثبت فوری یک تجربه تاریخی دانست؛ آثاری که بسیاری از آنها هنوز در دل رویداد شکل گرفته‌اند و ارزیابی جایگاه تاریخی و همچنان باقی است: موسیقی در هر دو مقطع تلاش کرده است تجربه‌ای را که در میدان جنگ رخ می‌دهد، به زبان عاطفه و خاطره عمومی منتقل کند.

در دهه ۱۳۶۰ این نقش بیشتر بر دوش رادیو، تلویزیون، نهادهای فرهنگی، مداحان، آهنگسازان و خوانندگان بود؛ در دهه ۱۴۰۰، شبکه‌های اجتماعی و صفحات شخصی هنرمندان نیز به بخشی از این سازوکار تبدیل شده‌اند.

از این منظر، اگر موسیقی دفاع مقدس را بخشی از حافظه شنیداری نسل‌های جنگ بدانیم، آثار تولیدشده در دو درگیری اخیر را می‌توان شکل تازه‌ای از ثبت فوری یک تجربه تاریخی دانست؛ آثاری که بسیاری از آنها هنوز در دل رویداد شکل گرفته‌اند و ارزیابی جایگاه تاریخی و هنری‌شان احتمالاً با گذشت زمان و فاصله گرفتن از فضای حادثه دقیق‌تر خواهد شد.

 

گزارش: سحر طاعتی