پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران
https://nay.ir

از سیمرغ موسیقی ایران تا باغ شاهزاده ماهان؛ روایت طراح پوستر جشنواره موسیقی نواحی

به گزارش خبنرگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، پوستر جشنواره‌های موسیقی، فرصتی برای بازنمایی هویت فرهنگی و هنری یک رویداد در قالب تصویر است. در پوستر هجدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران، حضور نوازندگان با پوشش‌ها و سازهای محلی در کنار معماری باغ شاهزاده ماهان، روایتی تصویری از تنوع فرهنگی ایران و پیوند آن با هویت کرمان ارائه می‌دهد. الهه مختارب طراح این پوستر در گفت‌وگویی اختصاصی  از شکل‌گیری ایده اولیه تا چالش‌های اجرای طرح و تلاش برای نمایش هم‌نشینی اقوام ایرانی در یک قاب سخن گفته است:

 

ایده اولیه طراحی پوستر هجدهمین جشنواره موسیقی نواحی از کجا شکل گرفت و نقطه شروع شما برای رسیدن به طرح نهایی چه بود؟

ایده اولیه من، تصویر کردن تعدادی نوازنده با لباس‌های محلی بود که در کنار هم قرار می‌گیرند و در حال اجرای موسیقی و آیین های محلی هستند. به‌تدریج این ایده گسترش پیدا کرد و به این فکر رسیدم که نوازندگانی از گوشه‌های مختلف ایران در کنار هم حضور داشته باشند؛ هرکدام با پوشش و هویت فرهنگی خودشان، اما در قالب یک تصویر واحد.

در ادامه، به این فکر کردم که آیا می‌شود چیدمان این شخصیت‌ها به شکلی باشد که فرم کلی نقشه ایران را تداعی کند. اما وقتی ایده را بیشتر بررسی کردم، متوجه شدم این کار تصویر را بیش‌ازحد شلوغ می‌کند و از قدرت بصری آن کم می‌کند. برای همین تصمیم گرفتم به‌جای نمایش مستقیم نقشه ایران، تعدادی از شخصیت‌ها را از مناطق مختلف انتخاب کنم و از طریق حضور و حرکت آن‌ها، مفهوم تنوع فرهنگی و هم‌نشینی اقوام را منتقل کنم.

برای من مهم بود که این شخصیت‌ها صرفاً کنار هم قرار نگیرند، بلکه در ترکیب‌بندی با یکدیگر ارتباط داشته باشند و حس یک حرکت جمعی را ایجاد کنند. در نهایت، ایده به سمتی رفت که موسیقی، رقص و تفاوت های قومی که عموما در پوشاک متجلی می شود،  در قالب یک تصویر منسجم به هم پیوند بخورند.

 

در طراحی این پوستر، چه مفهومی را دنبال می‌کردید و قرار بود مخاطب در نخستین مواجهه با آن چه چیزی را دریافت کند؟

مفهوم اصلی برای من، موسیقی به‌عنوان نیرویی زنده و جاری در فرهنگ بود؛ چیزی که فقط در صدا و ساز خلاصه نمی‌شود، بلکه با حرکت بدن، پوشش، آیین‌ها، معماری و حافظه جمعی یک جامعه پیوند دارد.

در نخستین مواجهه، دوست داشتم مخاطب قبل از اینکه وارد جزئیات پوستر شود، با حس حرکت و شور موسیقی ارتباط برقرار کند. حرکت پیکره‌ها، گردش رنگ‌ها و ترکیب‌بندی پرانرژی تصویر باید این احساس را ایجاد می‌کرد که موسیقی در حال اتفاق افتادن است، نه اینکه صرفاً تصویری از چند نوازنده را تماشا می‌کنیم.

در عین حال، خوشنویسی و ساختار کلی پوستر نقش مهمی در ایجاد هویت فرهنگی آن دارند. تلاش کردم میان بیان آزاد و پرتحرک تصویرسازی و هویت بصری ریشه‌دار اثر تعادل ایجاد کنم؛ به‌طوری‌که پوستر هم از نظر احساسی با مخاطب ارتباط برقرار کند و هم در نگاه دوم، جزئیات و لایه‌های بیشتری برای کشف کردن داشته باشد.

 

موسیقی نواحی ایران تنوع گسترده‌ای از فرهنگ‌ها، اقوام و سنت‌های موسیقایی را در بر می‌گیرد. چطور توانستید این گستردگی را در یک قاب تصویری بازنمایی کنید؟

از ابتدا می‌خواستم نمایندگانی از مناطق مختلف ایران در پوستر حضور داشته باشند؛ شخصیت‌هایی که هرکدام با پوشش و ساز خودشان، بخشی از این تنوع فرهنگی را به تصویر بکشند. اما خیلی زود متوجه شدم که نمایش همه این گستردگی در یک قاب، لزوماً به معنای انتقال بهتر مفهوم نیست. گاهی اضافه‌کردن عناصر بیشتر باعث می‌شود تصویر از انسجام فاصله بگیرد و مخاطب نتواند روی ایده اصلی متمرکز شود.

به همین دلیل، به‌جای تلاش برای نمایش همه‌چیز، روی انتخاب و ترکیب شخصیت‌ها تمرکز کردم. در این پوستر، هر نوازنده به‌نوعی نماینده بخشی از این تنوع است؛ اما در کنار دیگر شخصیت‌ها، معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند. حرکت پیکره‌ها و لکه‌های رنگی اطراف آن‌ها هم کمک می‌کند که این تفاوت‌ها در یک جریان تصویری مشترک قرار بگیرند.

فکر می‌کنم یکی از نکات مهم در چنین پروژه‌ای این است که برای نشان‌دادن وحدت، نیازی به حذف تفاوت‌ها نیست. می‌توان هویت‌های متفاوت را حفظ کرد و در عین حال، آن‌ها را در یک ترکیب‌بندی واحد به هم پیوند داد.

البته هیچ تعمدی در انتخاب قوم و موسیقی خاصی نبود بلکه این چهار نوازنده نماینده همه ی اقوام موسیقی ایران هستند و همه ی اقوام ایران زمین به نظرم در پیکره ی سیمرغ موسیقی ایران جای دارند و واجد ارزش هستند.

 

چه عناصری در پوستر به‌کار رفته‌اند که به هویت موسیقی نواحی اشاره دارند؟ انتخاب این عناصر بر چه اساسی صورت گرفت؟

مهم‌ترین عناصر پوستر، نوازندگان، سازها، لباس‌های محلی، معماری و خوشنویسی هستند. هرکدام از این عناصر بخشی از روایت را بر عهده دارند و تلاش کردم حضورشان در تصویر هدفمند باشد.

لباس‌های محلی و سازهای مختلف، امکان معرفی تفاوت‌های فرهنگی را فراهم می‌کنند. برای طراحی شخصیت‌ها، به ویژگی‌های ظاهری و پوشش هر منطقه توجه داشتم تا هرکدام هویت بصری مشخصی داشته باشند. در عین حال، نمی‌خواستم این شخصیت‌ها به تصاویر جدا از هم تبدیل شوند؛ بنابراین حرکت بدن‌ها، جهت قرارگیری فیگورها و ارتباط آن‌ها با یکدیگر اهمیت زیادی داشت.

لکه‌های رنگی اطراف نوازندگان هم بخش مهمی از تصویر هستند. این لکه‌ها صرفاً جنبه تزئینی ندارند؛ می‌خواستم از طریق آن‌ها حس حرکت، ریتم و شور موسیقی را منتقل کنم. انگار انرژی حاصل از نواختن و رقصیدن از پیکره‌ها فراتر می‌رود و در تمام فضای تصویر جریان پیدا می‌کند.

در کنار این عناصر، خوشنویسی و معماری هم به پوستر هویت فرهنگی و مکانی می‌دهند. در نهایت، هدفم این بود که تمام این اجزا به‌جای رقابت با یکدیگر، در خدمت یک روایت بصری مشترک باشند.

 

با توجه به برگزاری هجدهمین دوره جشنواره موسیقی نواحی در کرمان، آیا هویت فرهنگی و جغرافیایی این استان در شکل‌گیری ایده پوستر تأثیر داشته است؟

البته قرار دادن معماری در کنار تعداد زیادی از نوازندگان، از نظر ترکیب‌بندی چالش‌هایی ایجاد می‌کرد؛ به‌خصوص اینکه باغ شاهزاده ماهان ساختاری افقی دارد، در حالی که شخصیت‌ها با حرکت و جهت‌گیری‌های متفاوت، ترکیبی پرتحرک ایجاد می‌کنند. لازم بود این دو بخش در کنار هم قرار بگیرند، بدون اینکه یکی از آن‌ها انسجام کلی تصویر را مختل کند.

باغ شاهزاده ویژگی دیگری که دارد شناخته شده بودن آن برای عموم مردم ایران و به نوعی یکی از نمادهای اصلی کرمان است. هم چنین ثبت جهانی آن در یونسکو نیز ارزش های جهانی آن را بیشتر می کند.

باغ شاهزاده محل تولد موسیقی دان و آهنگساز برجسته ایران، روح الله خالقی هم هست.

در نهایت، معماری را به‌عنوان بستری برای حضور نوازندگان در نظر گرفتم؛ فضایی که هم هویت کرمان را یادآوری می‌کند و هم در کنار شخصیت‌ها، به شکل‌گیری تصویری گسترده‌تر از فرهنگ موسیقایی ایران کمک می‌کند.

برای من مهم بود که پوستر هم به محل برگزاری جشنواره وفادار باشد و هم گستردگی موسیقی نواحی را حفظ کند.

 

دشوارترین بخش طراحی این پوستر چه بود؟

یکی از چالش‌های اصلی، حضور باغ شاهزاده ماهان در پوستر بود. این بنا یک عنصر افقی و نسبتاً گسترده است، در حالی که نوازندگان و رقصندگان به ترکیبی پویا و پرتحرک نیاز داشتند. پیدا کردن رابطه درست میان این دو بخش ساده نبود؛ چون معماری باید حضور مشخصی در تصویر می‌داشت، اما نمی‌خواستم باعث پراکندگی یا سنگینی ترکیب‌بندی شود.

در نهایت، به این نتیجه رسیدم که به‌جای کوچک‌کردن عناصر یا فشرده‌کردن ترکیب، بهتر است تصویر را به‌صورت یک کلیت بزرگ‌تر ببینم؛ چیزی شبیه یک نقاشی که معماری و شخصیت‌ها در آن به یکدیگر پیوند خورده باشند. این تصمیم کمک کرد تصویر از حالت مجموعه‌ای از عناصر جداگانه فاصله بگیرد و به یک اثر یکپارچه نزدیک‌تر شود.

بعدها هم این نگاه با پیشنهادی که درباره امکان استفاده از تصویر در قالب نقاشی دیواری یا کاشی‌شکسته مطرح شد، ارتباط پیدا کرد. برای من جالب بود که تصویری که در ابتدا برای یک پوستر طراحی شده بود، ظرفیت حضور در مقیاسی بزرگ‌تر و در یک فضای معماری را هم پیدا کند.

فکر می‌کنم این پروژه دوباره به من یادآوری کرد که محدودیت‌های طراحی همیشه صرفاً مانع نیستند؛ گاهی باعث می‌شوند مسئله را از زاویه دیگری ببینیم و به راه‌حلی برسیم که در ابتدا به ذهنمان نرسیده بود.

 

این پوستر قرار است چه تصویری از موسیقی نواحی ایران به مخاطب امروز ارائه کند؟

دوست دارم مخاطب امروز موسیقی نواحی را نه صرفاً به‌عنوان میراثی متعلق به گذشته، بلکه به‌عنوان بخشی زنده، پویا و در حال تداوم از فرهنگ معاصر ایران ببیند.

گاهی وقتی درباره سنت‌های بومی صحبت می‌کنیم، ناخواسته آن‌ها را در قالب تصاویری ثابت و نوستالژیک نمایش می‌دهیم؛ انگار فقط به گذشته تعلق دارند. اما موسیقی نواحی همچنان با زندگی مردم، تجربه‌های جمعی و شیوه‌های مختلف بیان فرهنگی پیوند دارد. برای من مهم بود که این زنده‌بودن در تصویر احساس شود.

به همین دلیل، از حرکت، رنگ و ترکیب‌بندی پرانرژی استفاده کردم تا موسیقی در پوستر حضوری فعال داشته باشد. نوازندگان در تصویر صرفاً حامل یک سنت نیستند؛ آن‌ها در حال اجرا، حرکت و خلق یک تجربه مشترک هستند.

امیدوارم این پوستر بتواند مخاطب را به مواجهه‌ای تازه با موسیقی نواحی دعوت کند؛ مواجهه‌ای که در آن، این موسیقی نه موضوعی حاشیه‌ای یا صرفاً تاریخی، بلکه بخشی از تنوع فرهنگی امروز و ظرفیتی برای خلق و بازآفرینی هنری دیده شود.