به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، بعضی هنرمندان را نمیتوان در یک عنوان خلاصه کرد. آرش سزاوار از آن دست چهرهها بود؛ ترانهسرا، آهنگساز، عکاس و روزنامهنگاری که هر کدام از این حرفهها میتوانست بهتنهایی بخشی از زندگی هنریاش را تعریف کند. اما کنار هم قرار گرفتن این تجربهها، تصویری چندوجهی از او میسازد؛ هنرمندی که جهان را هم با کلمه میدید، هم با صدا و هم از دریچه دوربین.
سزاوار در طول سالها فعالیت، نام خود را با ترانههایی پیوند زد که هنوز در حافظه موسیقی ایرانی حضور دارند. «زندون دل»، «غم تنهایی»، «نمیاد»، «تو که نیستی»، «خیال» و «کی صدا کرد منو» بخشی از کارنامه او هستند؛ ترانههایی که هر کدام، جدا از ارزش موسیقاییشان، نشانی از دورهای مشخص در تاریخ ترانهسرایی ایران با خود دارند. آثاری که از دل یک زمانه بیرون آمدند، اما عمرشان به همان زمان محدود نماند.
ترانه، برخلاف بسیاری از شکلهای هنری، راهی مستقیم به زندگی روزمره پیدا میکند. گاهی از رادیو، گاهی در خلوت و گاهی در لحظهای که شنونده حتی به دنبال شنیدن موسیقی نیست، دوباره به یاد میآید. شاید ماندگاری بخشی از آثار سزاوار را باید در همین ویژگی جستوجو کرد؛ در توانایی ترانه برای جدا شدن از زمان تولیدش و پیوند خوردن با خاطرات آدمهایی که هرگز او را از نزدیک ندیدهاند.
اما کارنامه او به ترانهسرایی محدود نبود. آهنگسازی و همکاری با هنرمندانی چون پرویز مقصدی، منوچهر و ناصر چشمآذر، امیر آرام، اریک ارکانت و ویلیام خنو، بخشی دیگر از مسیر حرفهای او را شکل میدهد. در میان آثارش، قطعه «قدم رنجه» نیز با آهنگسازی او و تنظیم زندهیاد مجتبی میرزاده قرار دارد. در کنار این فعالیتها، عکاسی و روزنامهنگاری نشان میدهد که مواجهه سزاوار با هنر، به یک قالب یا شیوه بیان محدود نمیشد.
درگذشت او در ۸۳سالگی، فرصتی برای مرور کارنامه هنرمندی است که سالهای طولانی از عمرش را در مسیرهای مختلف هنری گذراند. شاید درباره چهرههایی چون آرش سزاوار، بازخوانی آثار از هر یادبود رسمی گویاتر باشد؛ برگشتن به ترانهها، شنیدن دوباره کلمات و ملودیها و توجه به جزئیاتی که در گذر زمان ممکن است از یاد رفته باشند.
آرش سزاوار دیگر در میان ما نیست، اما ترانههایش همچنان امکان گفتوگو با او را فراهم میکنند؛ گفتوگویی نه از جنس خاطرهسازی و ستایشهای تکراری، بلکه از راه مواجهه دوباره با آثاری که بخشی از تاریخ موسیقی و خاطره شنیداری چند نسل را در خود نگه داشتهاند.
مینا آتشی